بیوگرافی بابک خرمدین مردی انقلابی از دیار آذربایجان

بیوگرافی بابک خرمدین مردی انقلابی از دیار آذربایجان
شرح مختصر
بابک خرمدین
Iranian Revolutionary Personality
نام انگلیسی : Babak Khorramdin
متولد : 10 تیر 177 شمشی (July 1, 798)
محل تولد : بلال آباد (استان میمذ)، حوالی اردبیل کنونی
محل زندگی : شهر بذ، منطقه و قلعه‌ای در شمال آذربایجان
درگذشت : 17 دی 216 شمسی (January 7, 838)
آرامگاه : ندارد
علت مرگ : اعدام (بریده شدن دست‌ها و پاها)
نام پدر : عبدالله یا عامر بن عبدالله یا عامر بن احد از شهر مدائن
نام مادر : ماه رو زنی تک چشم از اهالی آذربایجان
نام همسر : بانو خرمدین (۷۹۵ - ۸۳۸ میلادی)
شناخته شده به علت : مبارزه برضد اشغال گری اعراب
مقام : رهبر اصلی مبارزان ایرانی علیه سلطهٔ خلافت عباسی و رهبر جنبش خرمدینان (منبع: ویکی پدیا)

نام بابک خرمدین در میان ایرانیان علی‌الخصوص بین ترک زبانان از جایگاهی ویژه برخوردار است. شجاعت، رهبری و تلاش‌های بی‌وقفه این اسطوره در جهت احیای هویت ایرانی و رهایی از ظلم و ستم خلفای عباسی، او را به یکی از محبوب‌ترین و تحسین‌شده‌ترین شخصیت‌های تاریخ ایران بدل کرده است.

پس از فتح ایران، اعراب گویی به بهشت موعود خود قدم گذاشته بودند و نفوذ سریع آنها و استحکام پایگاه‌های قدرتشان، نویدبخش امپراطوری‌ای قدرتمند بود، اما گذر زمان تصورات همه را دگرگون کرد!

پیرامون زندگی بابک خرمدین روایت‌های متعددی به گوش می‌رسد و پس از مرگ او، سیل قلم به دست اعراب سرازیر شد و هر یک به نگارش شرح حال وی پرداختند. این زندگینامه‌ها، آکنده از تناقضات و اخبار دروغین، مملو از کلمات ناپسند و سرشار از کینه توزی بودند و از اعتبار تاریخی چندانی برخوردار نبودند، اما در این میان، فردی به نام واقد بن عمر تمیمی با نگارش کتابی به نام “بابک نامه”، دریچه‌ای نو به سوی حقیقت گشود و تصویری روشن‌تر از زندگی این شخصیت برجسته ارائه کرد.

نسخه اصلی این کتاب در دسترس نیست ولی با این حال، چند سال بعد، فردی به نام ابن ندیم در کتاب “الفهرست” به آن اشاره کرده و بار دیگر به شرح حال بابک پرداخته است.

در ادامه این نوشتار، به شرح زندگی و مبارزات بابک خرمدین، رشادت‌ها و فداکاری‌هایش و همچنین نقشی که در تاریخ ایران ایفا کرد، خواهیم پرداخت؛ پس یک فنجان چای یا قهوه برای خود بریزید و آماده شرح زندگینامه این دلاور مرد از خظه آذربایجان باشید.

  • قیام بابک خرمدین، یکی از بزرگترین جنبش‌های ضد عرب در تاریخ ایران است که به رهبری بابک خرمدین در آذربایجان، گیلان و طبرستان صورت گرفت و او به مدت بیش از ۲۰ سال در برابر ظلم و ستم خلفای عباسی و یارانشان ایستادگی کرد.
  • مورخان عرب، به دلیل دشمنی با بابک و آئین خرمدینی، در نوشته‌های خود اغراق‌های بسیاری در مورد تعداد کشته‌شدگان و ظلم به بابک کرده‌اند.
  • بابک و یارانش در برابر ظلم و ستم مامون، معتصم و دیگر خلفای عباسی و یارانشان جنگیدند. کوهستان‌های آذربایجان به عنوان پایگاه اصلی آنها بود و یاران بابک از اقشار مختلف مردم، از جمله کشاورزان، دهقانان و صنعتگران، به او پیوسته بودند.
  • طرفداران بابک به آئین خرمدینی اعتقاد داشتند. برخی از مورخان به اشتباه، نکاح با محارم را به آنها نسبت می‌دهند، در حالی که این اتهامات کذب و ناشی از دشمنی مورخان عرب با آئین خرمدینی است.
  • جنبش بابک فقط در آذربایجان محدود نمی‌شد، بلکه در سراسر ایران طرفداران زیادی داشت و در بسیاری از نقاط کشور، از جمله خراسان، طبرستان، گرگان و دیلم، قیام‌هایی به رهبری یاران بابک به وقوع پیوست.
فهرست مطالب نمایش

بابک خرمدین کیست؟ ویکی پدیا
زندگینامه Babak Khorramdin رهبر جنبش خرمدینان

بر اساس روایت مورخین، بابک خرمدین در روستای بلال‌آباد اردبیل امروزی، از پدری به نام احد (مرداس) و مادری به نام ماهرو دیده به جهان گشود. در خردسالی پدر را از دست داد و تحت تربیت مادرش پرورش یافت و البته گویا برادری به نام عبدالله نیز داشت. بابک در زادگاه خود به کشاورزی مشغول بود و همانند اکثر اهالی آن منطقه، زندگی ساده‌ای را سپری می‌کرد.

او تا آن زمان از اوضاع و احوال سیاسی ایران و عباسیان بی‌خبر بود تا روزی که مسیر زندگی‌اش با عبور مردی به نام جاویدان ابن شهرک تغییر کرد. جاویدان از رهبران جنبش خرمدینان بود و این دیدار، سرآغازی بر تحولات بزرگ در زندگی بابک شد.

در سراسر ایران، جنبش‌های متعددی علیه حکومت عباسیان شکل گرفته بود و از همان ابتدای ورود اعراب، بسیاری از ایرانیان با وجود گرایش به اسلام، اشغال سرزمین خود را تاب نیاورده و دست به قیام زدند. از جمله این جنبش‌ها می‌توان به رهبری ابومسلم خراسانی (سیاه‌جامگان) و ابن مقنع (سفیدجامگان) اشاره کرد که در این میان، خرمدینان نیز به عنوان یکی دیگر از جنبش‌های آزادی‌خواهانه، به مبارزه علیه ظلم و ستم عباسیان ادامه می‌دادند.

نقطه عطف زندگی بابک: ملاقات با جاویدان ابن شهرک
عکس هایی از بابک خرمدین

نقطه عطف زندگی بابک: ملاقات با جاویدان ابن شهرک

روزی مردی به نام جاویدان ابن شهرک که از رهبران خرمدینان بود، به همراه خدم و حشم خود در مسیر کاروان‌سرایی در برف گیر می‌کند و ناچار به روستای بلال‌آباد، محل زندگی بابک، پناه می‌برد. بابک و مادرش با گشاده‌رویی تمام از جاویدان ابن شهرک و یارانش پذیرایی کرده و به نوکران و اسبان رسیدگی می‌کنند و بابک از هیچ تلاشی برای آسایش مهمانان دریغ نمی‌ورزد.

جاویدان که از مهمان‌نوازی و شجاعت بابک به وجد آمده بود از مادرش تقاضا می‌کند که بابک به گروهشان بپیوندد و در آن زمان، بابک از ماهیت فعالیت‌های خرمدینان آگاهی کاملی نداشت. خلاصه مادر بابک ابتدا مخالفت می‌کند، اما پس از مدتی راضی می‌شود و جاویدان با پرداخت پانصد درهم، بابک را به عنوان یکی از یاران خود به خدمت می‌گیرد.

پیوستن بابک خرمدین به جنبش خرمدینان

با پیوستن به خرمدینان، بابک پرده از راز این گروه برمی‌دارد و درمی‌یابد که یارانش قصد قیام علیه خلفای عباسی را دارند، وی به مرور با اعضای گروه و تفکرات آنها آشنا شده و جایگاه ویژه‌ای در میان آنها پیدا می‌کند. پس از مرگ جاویدان، بابک که از نفوذ بالایی در بین خرمدینان برخوردار بود، رهبری این گروه را به دست می‌گیرد و در آن زمان، مامون بر تخت خلافت عباسی تکیه زده بود و بابک خود را برای آغاز نخستین نبردها آماده می‌کرد.

ماجرای قیام بر علیه عباسیان

برخی از مورخین قیام بابک را به دلیل شباهت‌های ظاهری، به قیام المقنع تشبیه می‌کنند که هر دو قیام در مخالفت با حکومت عباسی و با پرچم‌های رنگی (سرخ برای بابک و سفید برای المقنع) صورت گرفت. اما تفاوت‌های اساسی نیز بین این دو قیام وجود دارد، المقنع خود را پیامبر و فرستاده خدا می‌دانست، در حالی که بابک چنین ادعایی نداشت و صرفاً رهبری یک جنبش مردمی را بر عهده داشت.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی ستارخان سردار ملی انقلاب مشروطه + ناگفته‌ها
نبردهای حماسی بابک و یارانش
بابک خرمدین در میدان نبرد

نبردهای حماسی بابک و یارانش

خبر قیام بابک به گوش مامون، خلیفه عباسی رسید و خشم او را برانگیخت! مامون که به تازگی چندین شورش و ناآرامی را سرکوب کرده بود، از گسترش آتش قیام بابک در شمال غرب ایران هراس داشت. او محمد بن حمید تایی را مأمور سرکوب این قیام کرد و محمد نیز به جنگ بابک شتافت، اما در نبردی نابرابر شکست خورد و به دربار مامون بازگشت.

در پی قیام بابک، سلسله نبردهای سختی بین سپاهیان عباسی و یاران بابک در شمال غربی و غرب ایران درگرفت و در این نبردها، سرداران نامداری از سپاه مامون مانند یحیی بن یعاس، عیسی بن محمد بن ابی خالد، احمد بن جنید و محمد بن حمید طوسی به مصاف بابک شتافتند، اما هیچکدام حریف شجاعت و تدبیر بابک و یارانش نشدند و یکی پس از دیگری طعم تلخ شکست را چشیدند.

گسترش قلمرو بابک و لرزه بر اندام عباسیان

بابک که در این نبردها پیروزی‌های چشمگیری به دست آورده بود، قلمرو خود را گسترش داد و به سوی نواحی غربی ایران رهسپار شد و پس از تصرف آذربایجان، از آن دیار عبور کرد و به همدان و قزوین یورش برد و سرانجام اصفهان را نیز تسخیر کرد، این پیشروی‌های برق‌آسا، وی را تا قلب ایران رساند و لرزه بر خلفای عباسی انداخت.

با به قدرت رسیدن المعتصم، نسل جدیدی از حکمرانان عباسی بر تخت خلافت تکیه زدند، المعتصم در ابتدا سعی کرد با توسل به زور و قدرت نظامی، قیام بابک را سرکوب کند، اما این نبردها هزینه‌های سنگینی را به خزانه دولت عباسی تحمیل می‌کرد و مشکلات زیادی را به دنبال داشت. وی که از طولانی شدن نبردها و فرسایش قوای خود خسته شده بود، به دنبال راه حلی برای سرکوب قیام بابک بود که در نهایت تصمیم گرفت با استفاده از یک ترفند دیپلماتیک، بابک و یارانش را فریب داده و به قیام آنها پایان دهد.

خنجر از پشت به بابک خرمدین
تندیس یادبود بابک خرمدین

خنجر از پشت به بابک خرمدین

تحولات داخلی ایران، به‌ویژه قیام‌هایی که علیه حکومت مرکزی صورت می‌گرفت، همواره مورد توجه بازیگران خارجی نیز بود و در آن زمان، روابط میان رومیان و عباسیان تیره بود و هر دو طرف از تضعیف یکدیگر سود می‌بردند. از این‌رو، قیام بابک خرمدین که به عنوان یک تهدید جدی برای قدرت عباسیان تلقی می‌شد، مورد توجه حاکمان روم قرار گرفت. بابک از حمایت رومیان برخوردار بود و با آنها رابطه دوستانه‌ای داشت و به نظر می‌رسد او به عنوان یک رهبر سیاسی، علاوه بر ایجاد اتحاد در داخل با گروه‌هایی که دشمن مشترکی داشتند (مانند عباسیان)، از حمایت خارجی نیز بهره می‌برد.

هدف نهایی وی سرنگونی حکومت عباسیان بود و در این راستا با فردی به نام مازیار که در طبرستان (مازندران امروزی) حکمرانی می‌کرد، متحد شد و مازیار نیز از مخالفان سرسخت عباسیان بود و همواره با آنها در حال جنگ و جدال بود. بابک با انعقاد پیمانی با سه تن از رهبران ضدعباسی در فلات ایران، از جمله مازیار، جبهه‌ای متحد علیه حکومت عباسیان تشکیل داد و مازیار که سرداری شجاع و توانمند بود، در شمال ایران و منطقه طبرستان، حکمرانی می‌کرد و قلمرو وسیعی را تحت کنترل خود داشت.

  • اتحاد بابک و مازیار، گامی مهم در جهت مبارزه با ظلم و ستم عباسیان و رهایی مردم ایران از خلافت بود که دشمن مشترک آنها به روشنی مشخص بود: حکومت عباسیان!

هدف اصلی بابک خرمدین و هم پیمانانش یعنی مازیار و افشین، سرنگونی حکومت عباسیان بود و این سه تن، ضلع‌های مثلثی را تشکیل می‌دادند که خطری جدی برای خلافت عباسی محسوب می‌شد.

افشین، با نام کامل خیذربن الکاووس، پادشاه اشرسنه (منطقه‌ای در تاجیکستان امروزی) و از مخالفان سرسخت عباسیان بود و به جمع بابک و مازیار پیوست تا با اتحادی سه‌گانه، ضربه‌ای مهلک به قدرت عباسیان وارد کنند.

تفرقه‌افکنی المعتصم عباسی بین بابک، مازیار و افشین و سرکوب آنها

جنبش‌های این سه تن در سراسر ایران شکل گرفته و عباسیان را به شدت در تنگنا قرار داده بود و هر روز بر دامنه این قیام‌ها افزوده می‌شد و عباسیان برای سرکوب آنها هزینه‌های گزافی را متحمل می‌شدند. المعتصم خلیفه عباسی، با مشاهده قدرت و اتحاد بابک، مازیار و افشین، به دنبال راه حلی برای سرکوب آنها بود و در نهایت به این نتیجه رسید که باید با تفرقه‌افکنی میان این سه تن، آنها را تضعیف و به تدریج از میان بردارد.

قیام بابک که از زمان مامون آغاز شده بود تا دوران المعتصم ادامه یافته و ضربات سنگینی به حکومت عباسی وارد می‌کرد و دیگر صبر عباسیان طاق شده بود و آنها مصمم بودند به هر قیمتی که شده این قیام‌ها را سرکوب کنند.

افشین خائنی در لباس متحد

المعتصم با درک ماهیت فرصت‌طلبانه افشین، مذاکرات پنهانی را با او آغاز کرد و همچنین افشین که شخصیتی طمع‌کار و قدرت‌طلب داشت، به امید رسیدن به مقام و ثروت بیشتر به مذاکرات با المعتصم تن داد. افشین نامرد در اندیشه تصاحب خراسان و برپایی پادشاهی بزرگ بود و به خوبی می‌دانست که برای رسیدن به این هدف، باید از قدرت عباسیان عبور کند، به همین دلیل در ظاهر با بابک و مازیار علیه عباسیان متحد شده بود، اما در باطن به دنبال فرصتی بود تا با عباسیان معامله کند و به اهداف خود برسد.

خراسان در آن دوران، قلمرو پهناور و قدرتمندی بود که از مازندران در شمال تا سیستان در جنوب امتداد می‌یافت و شامل بخش‌های وسیعی از ایران، ترکمنستان، تاجیکستان، افغانستان و… می‌شد. حاکم خراسان از نظر قدرت و نفوذ سیاسی، همتراز با خلیفه عباسی بود و این منطقه به دلیل موقعیت استراتژیک خود، نقشی کلیدی در معادلات سیاسی و اقتصادی آن زمان ایفا می‌کرد.

پیشنهاد طاهریان به افشین: تسلیم بابک در ازای خراسان
پرتره بابک خرمدین

پیشنهاد طاهریان به افشین: تسلیم بابک در ازای خراسان

در آن زمان، خراسان تحت حاکمیت طاهریان بود و آنها که به هیچ وجه حاضر به از دست دادن این موقعیت مهم نبودند، با حیله‌گری به افشین نزدیک شدند و به افشین پیشنهاد کردند که در ازای تسلیم بابک به آنها، خراسان را به او واگذار کنند. طاهریان می‌دانستند که از طریق جنگ نمی‌توانند بابک را شکست دهند، بنابراین به دنبال راه حل جایگزین بودند و همچنین امیدوار بودند که با نزدیک شدن افشین به بابک و جلب اعتماد او، بتوانند بابک را تسلیم و به این ترتیب، از شر این قیام رهایی یابند.

افشین که به دنبال قدرت و ثروت بود، بدون هیچ معطلی پیشنهاد طاهریان را پذیرفت و با بابک وارد مذاکره شد و با فریب و حیله‌گری، اعتماد او را جلب کرد. بابک که گمان می‌کرد افشین قصد دوستی با او را دارد، از نیت پلید افشین بی‌خبر بود و افشین با موفقیت، نقشه خود را عملی کرد.

منطقه‌ای که بابک در آن مستقر بود، کلیبر نام داشت و قلعه‌ای در آن وجود داشت که هنوز هم آثار آن باقی مانده است و این منطقه به دلیل موقعیت استراتژیک خود، از اهمیت بالایی برخوردار بود.

خیانت نهایی افشین؛ تسخیر قلعه بابک با نامردی تمام

منطقه‌ای که بابک در آن پناه گرفته بود، به دلیل شرایط جغرافیایی خاص، دسترسی به آن بسیار دشوار بود و این امر وی را در نبردها، به خصوص در مقر فرماندهی خود، در موقعیتی برتر قرار می‌داد. تسخیر این قلعه به سادگی امکان‌پذیر نبود و همین عامل یکی از دلایل اصلی پایداری قیام بابک برای سال‌های متمادی بود، اما با این حال بابک در دام فریب افشین گرفتار شد و افشین با سپاهی انبوه به سمت مقر فرماندهی بابک رهسپار گشت. بابک که متوجه فریب خوردنش از افشین شده بود، برای نبرد آماده می‌شود و قلعه خود را مجهز و در اطراف آن خندق و موانع متعددی ایجاد می‌کند.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی ستارخان سردار ملی انقلاب مشروطه + ناگفته‌ها

درگیری‌های سختی بین دو طرف درگرفت و به تدریج افشین با سپاه انبوه خود، قلعه را محاصره کرد و با گذشت دو سال محاصره و تلاش‌های مستمر، موفق شد موانع و خندق‌ها را از بین ببرد و خود را به قلعه نزدیک کند، سرانجام نیروهای افشین با نامردی تمام قلعه بابک را تسخیر کردند و این دژ تسخیرناپذیر پس از سال‌ها مقاومت، سقوط کرد.

با وجود مقاومت سرسختانه بابک، وی در نهایت امید خود را از دست داده و با درک عبث بودن ادامه مبارزه به یاران خود دستور تخلیه قلعه را داد و به همراه خانواده و چند تن از غلامانش، قلعه را ترک و به منطقه‌ای دیگر پناه برد.

پس از سقوط قلعه و مقر نظامی بابک خرمدین

بابک به مدت بیست و دو سال با رشادت و درایت، قلعه و مقر نظامی خود را در برابر حملات متعدد حفظ کرده بود، اما در نهایت نیرنگ افشین و معتصم، این دژ تسخیرناپذیر را به کام سقوط کشاند و این اتفاق شرایط بسیار سختی را برای بابک و خانواده‌اش رقم زد. افشین که مصمم به نابودی بابک بود، به سایر فرماندهان منطقه دستور داد تا در جستجوی او باشند و هر کس که موفق به تسلیم بابک شود، جایزه‌ای بزرگ دریافت خواهد کرد، همچنین وی به خوبی می‌دانست که تا زمانی که بابک زنده باشد، خطر شعله‌ور شدن دوباره جنبش او وجود دارد و از این رو، نابودی او را در اولویت قرار داده بود.

بابک به همراه خانواده‌اش به کوهستانی پناه بردند و مدتی را در آنجا گذراندند؛ اما دیری نگذشت که با کمبود غذا روبرو شدند و از این رو غلام خود را به روستاهای اطراف فرستاد تا آذوقه تهیه کند. از سوی دیگر، سهل بن سنباط، والی ارمنستان، که از جایزه تعیین شده توسط افشین برای دستگیری بابک مطلع شده بود، جاسوس‌هایی را به آن منطقه فرستاده بود تا تحرکات بابک را زیر نظر بگیرند و اخبار را به او گزارش دهند.

کشف مخفیگاه بابک توسط جاسوسان سهل بن سنباط

سهل بن سنباط که هم به دنبال جایزه بود و هم از احتمال فرار بابک به بیزانس و پناه بردن به امپراتور روم که با او روابط نزدیکی داشت، آگاه بود، دستور داده بود تا مرزها را به شدت کنترل کنند و مانع از فرار بابک شوند. هنگامی که غلام بابک برای تهیه غذا به یکی از روستاهای اطراف می‌رود، مورد سوءظن یکی از جاسوسان سهل بن سنباط قرار می‌گیرد و این جاسوس، غلام بابک را تعقیب می‌کند و موفق می‌شود مخفیگاه بابک خرمدین و خانواده‌اش را کشف کند و بلافاصله این خبر را به سهل بن سنباط می‌رساند.

سهل بن سنباط که مصمم به دستگیری بابک بود در همان روز راهی مخفیگاه او می‌شود، اما برخلاف انتظار، با رفتاری عجیب و غیرمنتظره ظاهر می‌شود. سهل بن سنباط نه به عنوان یک دشمن، بلکه با ظاهری فریبنده به بابک نزدیک می‌شود و می‌گوید: “ای پادشاه ایران، چرا در کوه و بیابان زندگی می‌کنی؟ به کاخ من بیا و به عنوان مهمان من در آنجا زندگی کن تا زمانی که اوضاع آرام شود.”

دستگیری بابک خرمدین و اعدامی هولناک

بابک که از نیت پلید سهل بن سنباط بی‌خبر بود، فریب ظاهر فریبنده او را می‌خورد و به همراه خانواده‌اش به کاخ سهل بن سنباط می‌رود، غافل از اینکه این تله‌ای بود که سهل بن سنباط برای دستگیری وی طراحی کرده بود. سهل بن سنباط با فریب و حیله بابک و خانواده‌اش را به کاخ خود دعوت می‌کند و مدتی از آنها پذیرایی می‌کند، اما به صورت پنهانی، نقشه شومی در سر می‌پروراند.

وی از طریق یکی از غلامان خود، پیامی به افشین می‌فرستد و می‌گوید: “ما قصد داریم بابک را به شکار در منطقه‌ای خاص ببریم. تو هم با سپاهیان خود آماده باش و در روز و ساعت مقرر به ما ملحق شو تا بابک را دستگیر کنی و جایزه ما را نیز بپردازی.”

افشین که دنبال نابودی بابک بود، بدون هیچ معطلی این پیشنهاد را می‌پذیرد و در روز و ساعت مقرر به سهل بن سنباط ملحق می‌شود و در حین شکار، سهل بن سنباط بهانه‌ای جور کرده و بابک را از گروه جدا می‌کند و سربازان افشین که در کمین بودند، بابک را دستگیر می‌کنند و بدین ترتیب، سهل بن سنباط با حیله‌گری، بابک را به دام می اندازد و جایزه افشین را نیز از آن خود می کند.

خبر دستگیری بابک به سرعت به معتصم، خلیفه عباسی می‌رسد و معتصم که از دشمنان سرسخت بابک بود، از شنیدن این خبر بسیار خوشحال می‌شود و دستور می‌دهد که بابک را فوراً به سامرا پایتخت عباسیان، ببرند. همانطور که پیش‌تر گفتیم، بابک برادری به نام عبدالله داشت که در بسیاری از این رویدادها با او همراه بود و هر دوی آنها دستگیر و به سامرا فرستاده شدند. در روز دستگیری، بابک را سوار بر فیلی و عبدالله را سوار بر شتری کرده بودند و در نمایشی عبرت‌انگیز در سرتاسر شهر آنها را گرداندند.

  • پس از آن، عبدالله را به بغداد فرستادند و بابک در سامرا محاکمه شد، ابتدا دست‌ها و پاهایش را از تنش جدا کردند و در نهایت سرش را از بدنش بریدند و بدن او را در میدانی در شهر آویزان کرده و سرش را به خراسان بردند و در شهرهای مختلف آن سرزمین گرداندند تا عبرتی برای دیگران باشد و سرنوشتی مشابه همین اتفاق را در بغداد برای عبدالله، برادر بابک رقم زدند.

مرگ بابک خرمدین و مازیار

مرگ بابک خرمدین آرامشی موقتی به اردوگاه عباسیان بخشید اما با این حال، منطقه همچنان ناآرام بود. مدتی پس از آن، مازیار نیز با عباسیان سر به شورش گذاشت و از اطاعت آنها سر باز زد. مازیار که در ابتدا با عباسیان بیعت کرده بود، به تدریج دچار اختلاف با آنها شده بود و این اختلافات منجر به جنگ و درگیری در منطقه طبرستان شد و برای چندین سال، این منطقه به اندازه آذربایجان شاهد ناآرامی و خونریزی بود.

در یکی از این جنگ‌ها مازیار شکست خورد و به اسارت درآمد، خلیفه عباسی یعنی المعتصم دستور داد که مازیار را نیز به بغداد بیاورند تا به سزای اعمالش برسد و سرنوشتی مشابه بابک خرم‌دین در انتظار مازیار بود و او نیز به دستور خلیفه به دار آویخته شد.

افشین، سومین ضلع و عنصر ناهمخوان در این نبرد، فردی جاه‌طلب بود که تنها به دنبال منافع شخصی خود بود و با دسیسه و نیرنگ پادشاهی اشروسنه را به دست آورده بود. افشین برادران و پدر خود که پادشاهان پیشین بودند را از سر راه خود کنار زد و برای رسیدن به قدرت با عباسیان پیمان بیعت بست و با کمک آنها رقبای خود را شکست داد و به تخت سلطنت رسید.

وی پس از مدتی پادشاه آذربایجان و ارمنستان شد، اما برای او کافی نبود. او در آرزوی پادشاهی خراسان بزرگ بود و حتی می‌توان ریشه بسیاری از اقدامات مازیار را در تحریکات افشین جستجو کرد، چه در پیمان بستن مازیار با عباسیان و چه در حمله او به آنها، وی نقشی اساسی داشت. بله در تمام این ماجراها، تنها به دنبال منافع شخصی خودش بود. پس از فتح قلعه بابک، تمامی جواهرات و ثروت‌های انباشته شده در آن بر پشت شترها و باربران بارگیری و به سوی اشروسنه، مقر فرمانروایی افشین، رهسپار شدند.

خیانت افشین و توطئه مسموم کردن خلیفه
قلعه بابک خرمدین

خیانت افشین و توطئه مسموم کردن خلیفه

کاروان‌های افشین که از دل قلمرو طاهریان عبور می‌کردند، توجه آنها را جلب کرد و آنها که به این کاروان‌های پر از طلا و جواهرات مشکوک شده بودند، یکی از آنها را متوقف و بازرسی کردند. در این بازرسی هویت افشین به عنوان صاحب کاروان و همچنین مقصد نهایی جواهرات که نه بغداد یا سامرا، بلکه مقر فرمانروایی خودش در اشروسنه بود آشکار شد و این خبر به سرعت به معتصم رسید و او را از خیانت احتمالی افشین آگاه کرد.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی ستارخان سردار ملی انقلاب مشروطه + ناگفته‌ها

معتصم که به ماجرا مشکوک شده بود، منتظر فرصتی برای به دام انداختن افشین ماند و در نهایت، زمانی که افشین در تنگنای سیاسی قرار گرفت، نقشه شومی در سر پروراند. او جشنی مجلل ترتیب داد و در آن قصد داشت با مسموم کردن معتصم، نه تنها از شر او خلاص شود، بلکه خود را به عنوان حاکم خراسان یا حتی کل قلمرو عباسیان معرفی کند. او که در ابتدا قصد رویارویی با عباسیان را نداشت، نقشه شومی در سر می‌پروراند.

غلامی به نام بیژن از این توطئه آگاه می‌شود و ماجرا را به خلیفه عباسی گزارش می‌دهد و پس از تحقیقات و بررسی‌ها مشخص می‌شود که افشین قصد مسموم کردن معتصم را داشته است، به همین دلیل او را دستگیر و زندانی می‌کنند و به جرم خیانت محاکمه می‌شود و با وجود خدمات گذشته افشین به دستگاه عباسیان، تصمیم بر آن می‌شود که صحت اتهامات او به طور کامل بررسی شود.

دستگیری و محاکمه افشین

تحقیقات نشان می‌دهد که افشین مدتی با بابک و مازیار، رهبران شورشیان، در ارتباط بوده و پس از آن با آنها به جنگ پرداخته است و همچنین در پی تصاحب خراسان بود و جواهرات غارت شده را به جای ارسال به سامرا، پایتخت عباسیان، به قلمرو خود در اشروسنه منتقل کرده بود و در نهایت توطئه مسموم کردن معتصم نیز مهر تأییدی بر خیانت افشین بود. سرانجام وی به فرمان معتصم به دار آویخته شد و هر سه ضلع این مثلث از میان رفتند، هرچند این سه شخصیت در اهداف و انگیزه‌های خود تفاوت‌های بسیاری داشتند.

مدتی پس از این واقعه معتصم با امپراتوری روم وارد جنگ شد، اما در نهایت موفق به شکست آنها میشود. با وجود قدرت و عظمت حکومت عباسی، ایران همچنان مانند گسل زلزله‌ای ناپایدار بود و ثبات و آرامش را به خود نمی‌دید.

مرگ بابک و شعله‌ور شدن آتش قیام‌ها

مرگ بابک رهبر قیام خرمدینان، نه تنها به آشوب‌ها در ایران پایان نداد، بلکه شاهد شکل‌گیری جنبش‌های متعددی در نقاط مختلف کشور بود. معتصم با وجود شکست رومیان، همچنان ایران را منطقه‌ای خطرناک می‌دانست و گویی با خاموش شدن یک جنبش، دیگری سر بر می‌آورد و این ناآرامی‌ها تا سال‌ها ادامه داشت. بهشت برینی که خلفای عباسی در آرزوی آن بودند، هرگز در ایران به دست نیامد و این سرزمین تا پایان دوره عباسیان همچون گسلی زلزله‌خیز، ثبات و امنیت امپراتوری را تهدید می‌کرد.

شمار پیروان و کشته‌شدگان در قیام بابک خرمدین

منابع مختلف، اعداد متفاوتی را برای تعداد پیروان و کشته‌شدگان در قیام بابک خرمدین ارائه می‌دهند.

  • ابونصر بغدادی: در کتاب خود تعداد پیروان بابک را از آذربایجان و دیلمستان که به او پیوسته بودند، سیصد هزار نفر برآورد می‌کند.
  • نظام‌الملک طوسی: در سیاست‌نامه، از یکی از جلادان بابک که دستگیر شده بود، می‌پرسد که چند نفر را کشته است. جلاد در پاسخ می‌گوید که سی‌وشش هزار عرب را به تنهایی، به غیر از افراد کشته شده در جنگ، به قتل رسانده است.
  • مولف روضه‌الصفا: تعداد کشته‌شدگان به دست بابک را یک میلیون نفر تخمین می‌زند.
  • اعتمادالسلطنه: در منتظم ناظری، تعداد کشته‌شدگان در طول بیست‌وسه سال قیام بابک را 255 هزار نفر برآورد می‌کند.

جمله ماندگار از بابک خرمدین: یک روز آزادی به از چهل سال بردگیست.

شرح لحظه مرگ بابک خرمدین

خلیفه: (با لحنی تمسخرآمیز) اگر توبه کنی، شاید از گناهت بگذرم!

بابک: (با لحنی قاطع و استوار) گنهکاران توبه می‌کنند، نه وطن‌پرستان! من تا آخرین نفس برای آزادی و رهایی مردمم می‌جنگم.

خلیفه: (با لحنی خشمگین) مغرور نباش! تو اکنون در چنگ ما هستی و به زودی طعم شکست را خواهی چشید.

بابک: (با پوزخندی) جسم من در بند شماست، اما روح من آزاد و تسخیرناپذیر است. دژ آرمان‌های من هرگز سقوط نخواهد کرد.

خلیفه: (با لحنی فرماندهانه) جلاد! این یاغی را قطعه قطعه کن تا در عذاب و زجر جان دهد!

(جلاد با شمشیر بر بابک حمله‌ور می‌شود و دست راست او را قطع می‌کند.)

بابک: (با غرور و شجاعت) زخمی و خونی به زمین می‌افتد و با خون کتفش صورتش را رنگین می‌کند.)

خلیفه: (با تعجب و وحشت) چه جادوگری است این؟! چرا از مرگ نمی‌ترسی؟

بابک: (با لحنی رسا و استوار) در برابر نامردان، مرگ مردانه، شرف ابدی است. با هر قطره خونی که از بدنم می‌رود، هزاران بابک دیگر در این سرزمین متولد می‌شوند.

(جلاد با هر ضربه شمشیر، عضوی از بدن بابک را جدا می‌کند و او با شجاعت تمام، سخنان حماسی خود را فریاد می‌زند.)

خلیفه: (با فریادی از ترس و درماندگی) جلاد! صدایش را خاموش کن! دیگر طاقت شنیدن این یاوه‌گویی‌ها را ندارم!

(جلاد سرانجام با شمشیر بر گردن بابک می‌کوبد و سر او را از تن جدا می‌کند. اما سر پهلوان وطن‌پرست حتی در مرگ نیز خم نمی‌شود. پرده فرو می‌افتد و سکوت سنگینی بر صحنه حاکم می‌شود.)

پیام تیم ایران بیوگرافی به مخاطبان

زنده باد هر شهیدی که به عشق مردم و وطن، جان خود را فدا می‌کند. به یاد داشته باشید که هرگز نباید اسطوره‌هایمان را از یاد ببریم، پس رسانه باشید و داستان قهرمانانمان را بازگو کنید و این مطلب با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

به پاس هر وجب خاک این سرزمین، چه بسیار سرهایی که به خون آغشته شده‌اند. زمزمه آزادی بر سر هر قطعه از این خاک، حکایت رشادت‌ها و جانفشانی‌های بی‌شماری است. یاد و خاطره همه شهدای راه آزادی و وطن گرامی باد.

6 سوال متداول درباره بابک خرمدین

1- چرا بابک خرمدین قیام کرد؟

مهم‌ترین دلیل قیام بابک خرمدین، ظلم و ستم حاکمان عباسی به مردم آذربایجان بود. مالیات‌های سنگین، تبعیض مذهبی و بی‌عدالتی‌های اجتماعی، مردم را به ستوه آورده بود و بابک به عنوان رهبر، پرچم قیام علیه این ظلم‌ها را برافراشت.

2- بابک خرمدین در کجا قیام کرد؟

قیام بابک خرمدین در منطقه آذربایجان، به خصوص در کوه‌های سبلان و ارسباران رخ داد. این منطقه کوهستانی به دلیل صعب‌العبور بودن، پناهگاه مناسبی برای یاران بابک بود.

3- سرانجام بابک خرمدین چه شد؟

پس از 22 سال نبرد و مقاومت، بابک خرمدین در محاصره افشین خیانتکار و رفیق شفیق خلیفه عباسی قرار گرفت و در نهایت به اسارت درآمد. افشین او را به معتصم سپرد و این ظالم دستور داد تا بابک را به فجیع‌ترین شکل ممکن یعنی با قطع دست ها و پاها و در نهایت قطع سر اعدام کنند.

4- تاثیر قیام بابک خرمدین بر تاریخ ایران چه بود؟

قیام بابک خرمدین یکی از مهم‌ترین قیام‌های مردمی در تاریخ ایران است و این قیام نشان‌دهنده نارضایتی مردم از ظلم و ستم حاکمان عباسی و عطش آنها برای عدالت اجتماعی بود. قیام بابک خرمدین الهام‌بخش قیام‌های دیگر در نقاط مختلف ایران شد و تاثیری عمیق بر تاریخ ایران گذاشت. رشادت، جسارت و آزادی خواهی او تکثیر یافته و هم اکنون هم در مردم آذربایجان به وضوح دیده می‌شود.

5- آیا شایعه اینکه بابک خائن و مزدور بود درست است؟

این اتهام به دلیل دشمنی حاکمان عباسی با بابک و یارانش مطرح شده است و شواهد تاریخی نشان می‌دهد که بابک و یارانش صرفاً خواهان آزادی، عدالت و برابری بودند و هیچ وابستگی به قدرت‌های خارجی نداشتند.

6- میراث بابک خرمدین چه بود؟

میراث بابک خرمدین، مبارزه برای عدالت اجتماعی و برابری است. او نمادی از مقاومت در برابر ظلم و ستم است و الهام‌بخش نسل‌های آینده در مبارزه برای آزادی و عدالت خواهد بود. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

5/5 - (1 امتیاز)

ثبت بیوگرافی در گوگل

آیا می خواهید هرکسی نام شما را در اینترنت جستجو کرد، عکس ها و اطلاعات شخصی شما را ببیند؟ کافیست وارد لینک زیر شوید و فرم مربوطه را پر نمایید تا بیوگرافی تان در گوگل ثبت شود.

ثبت سفارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا می خواهید بیوگرافی شما در گوگل ثبت شود؟ تنها یک قدم تا مشهور شدن فاصله دارید.
باز کردن چت
1
پریسا رحیمی
سلام، چطور می تونم کمکتون کنم؟