بیوگرافی حسین عظیمی تحلیلگر بازارهای مالی و سرمایه گذار

بیوگرافی حسین عظیمی تحلیلگر بازارهای مالی و سرمایه گذار
شرح مختصر
حسین عظیمی
متولد : 15 خرداد 1360
محل تولد : کرمانشاه
محل سکونت : تهران
وضعیت تأهل : متأهل
شغل پدر : فرهنگی (بازنشسته)
شغل مادر: فرهنگی (بازنشسته)
تعداد فرزندان خانه پدری : 4 فرزند (دومین فرزند خانواده است)
تعداد فرزندان خود : 3 فرزند (3 دختر به نام لیلی، مینو و ...دارد)
رشته تحصیلی : مهندسی مکانیک
تحصیلات : مهندسی مکانیک، ارشد و دکترای مدیریت کسب و کار (MBA – DBA)
شغل: سرمایه گذار و تحلیل گر بازارهای مالی

شايد هر سری انتخاب یک فاندر موفق ايرانى براى ما يكى از سخت ترين كارها باشد اما مفتخريم تا اعلام كنيم حسین عظیمی عزيز برای الگو گرفتن، یکی از انتخاب های ما خواهد بود.

آقای عظیمی در اوایل شروع کارش به شدت تحت فشار بود و با ضرر مالی زیادی روبرو شد. حسین در بدترین روزهای زندگی اش به هیچ وجه ناامید نشده است بلکه با تمام باورهایش به سمت جلو حرکت کرد زیرا می دانست در مسیر درستی قرار گرفته است.

رسالت ما در ایران بیوگرافی اين است كه دليل عدم موفقيت هيچ فردى در کسب و کار اینترنتی به علت نبود دانش نباشد. کاش ما راهبرانی شبیه حسین عظیمی را در سطح کشور بیشتر داشته باشیم و همیشه برای ترویج مسیر درست، از انسان های مشتاق تغییر و کارآفرینان نوپا، حمایت و پشتیبانی کنیم.

فهرست مطالب نمایش

حسین عظیمی کیست؟ ویکی پدیا
زندگی نامه Hossain Azimi تحلیلگر بورس ایران

حسین در 15مین روز از خرداد ماه سال 1360 در کرمانشاه در یک خانواده کاملاً فرهنگی به دنیا آمد. او به غیر از خود 2 برادر و 1 خواهر دارد و یک زندگی کارمندی را در کودکی تجربه کرده است. به گفته حسین از نکاتی که باعث شد دیرتر وارد کسب و کار شود، این بود که خیلی تصوری از اینکه یک کسب و کار چگونه شکل می گیرد، نداشت. سیستم کارمندی بود و سرماه یک حقوقی می رسید و زندگی با آن سپری می شد.

عکس بچگی حسین عظیمی
دوران کودکی حسین عظیمی

خاطرات دوران کودکی از زبان حسین عظیمی

من حسین عظیمی سال 1360 به دنیا آمدم و جنگ در سال 1359 شروع شد. تمام سال های جنگ در کرمانشاه و یا در سنندج بودم. زیرا پدرم ماموریت خدمتش از طرف آموزش و پرورش در سنندج بود و هر دو در استان های مرزی در معرض موشک باران و بمباران بودند. شاید یکی از خاطراتم مربوط به 5 سالگیم بود که وسط جشن تولد آژیر قرمز کشیده شد و از تولد به سمت پناهگاهی که در اطراف خانه مان بود رفتیم.

یکبار هم در مجموعه سازمانی زندگی می کردیم که بمباران شد و 10 الی 15 متری ساختمان ما بمب خورد و تمام شیشه هایمان خورد شد. خلاصه من در همچین برهه ای کودکیم را گذراندم. جنگ خیلی بد و آزار دهنده است هنوز هم در تلویزیون وقتی صدای آژیر می شنوم، اضطراب می گیرم به خاطر اینکه مسئله مرگ و زندگی بود.

با اینکه آن زمان بچه بودیم و تصوری از اینکه چه اتفاقی قرار است بیافتد نداشتیم. ولی پدر و مادر ها چه می کشیدند که با جگر گوشه هایشان زیر بمباران زندگی می کردند.

عکس های قدیمی حسین عظیمی
دوران دانشگاه حسین

خاطرات دوران مدرسه حسین

حسین در خانه، کودکی شیطان و پرجنب‌وجوش بود اما در مدرسه رفتاری آرام و مودبانه داشت. این تضاد رفتاری، گاه باعث می‌شد تا مادرش برای شکایت از شیطنت‌های او به مدرسه مراجعه کند. با این حال معلمان و کادر مدرسه از او به عنوان دانش‌آموزی آرام و باوقار یاد می‌کردند.

تا پایان دوره راهنمایی، حسین دانش آموزی ممتاز بود و همواره با معدل 19 قبول می شد. اما یک بار اضطراب مانع از یادگیری و حفظ جدول ضرب شد و در امتحان مربوطه نمره 7 گرفت. این تنها نمره زیر 10 او در طول دوران تحصیلش بود.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی ناصر غلامی هوجقان امدادگر و خبرنگار

در شب های امتحان به جای آنکه درس بخواند، رمانی به نام «زمستان 63» اثر اسماعیل فسیح را می‌خواند. او هیچگاه علاقه‌ای به فوتبال نداشت و از کودکی به ورزش تکواندو می‌پرداخت و تا کمربند سبز پیش رفت اما پس از آسیب دیدگی جدی زانو، تکواندو را کنار گذاشت.

حسین عظیمی می گوید: “در واقعیت کودکی خیلی بلند پروازانه نداشتم و همان زندگی روتین که در کارمندی هست، من هم همان ذهنیت را دارا بودم. زمانی که وارد دانشگاه شدم، آنجا بود که کم کم احساس نیاز کردم به اینکه چیزهای بیشتری می خواهم و بایستی بابتش هدف گذاری کنم، یاد گرفتم که در این مسیر چگونه می توان هدف گذاری کرد. واقعاً بعد از سنین 18 و 19 سالگی بود که چنین تصوری داشتم.”

ورود حسین عظیمی به دانشگاه و کار در شرکت تبلیغاتی

حسین در سال 1379 وارد دانشگاه شد و در همان سال نیز با یک شرکت تبلیغاتی شروع به همکاری کرد. او به عنوان ویزیتور برای این شرکت کار می‌کرد و در 19 سالگی برای اولین بار طعم کسب درآمد را چشید.

حسین عظیمی درمورد خاطرات آن دوران می گوید: “به یاد دارم در آن بازه زمانی که در ایران چاپ دیجیتال وجود نداشت و فقط یک مرکز چاپ در خیابان آزادی نزدیک میدان آزادی تهران بود. یک بیزینس مَن در کرمان که می خواست برای دوبی کارت ویزیت چاپ کند. من به عهده گرفتم که کارش را راه بیندازم، سی دی را از ایشان گرفتم و با قطار از کرمان 16 ساعت به تهران رفتم و 100 عدد کارت ویزیت با دستگاه دیجیتال چاپ کردم و سپس با اتوبوس فرستادم که تنها فقط 10 هزار تومان این کار برایم سود داشت.”

زمانی که حسین 22 سال داشت، سیستم‌های بازاریابی شبکه‌ای (نتورک مارکتینگ) به تازگی در بین جوانان ترند شده بودند و به دلیل عدم وجود قوانین و مقررات فعلی، بسیاری از افراد به دنبال فعالیت در این زمینه بودند. عظیمی نیز مدتی در این سیستم‌ها فعالیت کرد اما با وجود تلاش‌هایش، به هیچ درآمدی دست نیافت و در نهایت در آن کار موفق نشد.

حسین عظیمی بیش از 16 سال است که کسب و کار آموزشی “مرکز آموزش منظر” در زمینه برگزاری دوره های آموزشی در سراسر کشور فعالیت می کند. در ابتدای تاسیس این مرکز، موسس آن به دلیل علاقه به حوزه اجرا تمایل به برگزاری رویدادها و مراسم مختلف داشت.

اما پس از ورود به این حوزه و مشاهده بازخوردهای مثبت شرکت کنندگان در دوره ها و تاثیر آموزش ها بر زندگی و کسب و کارشان، متوجه رسالت خود در زمینه کمک به دیگران شد و از آن زمان تاکنون این رسالت را حفظ کرده است.

راه اندازی کسب و کار و بدهکاری 100 میلیون تومانی
سمینار های حسین عظیمی

راه اندازی کسب و کار و بدهکاری 100 میلیون تومانی

حسین عظیمی از سال 1385 که فعالیت خود را آغاز کرد، فشار زیادی را تجربه کرد. در سال 1388 ضرر مالی سنگینی به کسب و کارش وارد شد و به حدود 100 میلیون تومان بدهی انباشته شد. اطرافیان و از جمله پدرش، به او می‌گفتند که دیوانه شده است که می‌خواهد این کسب و کار را حفظ کند. پدرش مدام به او پیشنهاد می‌کرد که شغل دیگری پیدا کند و پشت میزی در یک شرکت بنشیند و از مزایای یک کار ثابت بهره‌ ببرد تا دیگر این فشارها را تحمل نکند.

حسین با قاطعیت بر حرف خود ایستاده بود و مصرانه می‌گفت که این کار بالاخره جواب خواهد داد. 4 سال ضرر پیاپی او را به شدت تحت فشار قرار داده بود، اما تسلیم نشد! و با تلاش و پشتکار شروع به آموزش دیدن کرد و به تدریج یاد گرفت که چه کاری باید انجام دهد.

حسین درمورد کم تجربگی آن سالها گفت: “اگر من در سال 1388 و 1389 حدوداً 100 میلیون تومان بدهی داشتم به پول الان 5 میلیارد تومان می شود ضرر بعد از آن 5 میلیارد تومان را هم داشتم ولی آنموقع خیلی برایم سخت بود، به خاطر اینکه اول راه بودم و کم تجربه و توان مدیریتی کمتری داشتم.”

او چگونه از بحران سخت بیرون آمد؟ اول اینکه کاری که انجام می داد در مسیر رسالتش بود. بعد از مدتی متوجه شد که در برابر آسیب های مالی، آسیب پذیر است و در کارش نقصی وجود دارد. به همین دلیل به دنبال آموزش رفت تا این نقص را برطرف کند.

حسین عظیمی شرکت در دوره های آموزشی
Farsi Coaching Academi

سال 1389، حسین عظیمی شرکت در دوره های آموزشی

در سال 1389، حسین در یک دوره آموزشی با هزینه 6 میلیون تومان شرکت کرد. در حالی که 100 میلیون تومان بدهی داشت، 6 میلیون دیگر به آن اضافه شد، اما او مصمم به شرکت در دوره بود و پس از گذراندن دوره، 2 نکته ساده کسب و کار او را نجات داد.

تجربه این شخص نشان داد که سال ها در کلاس ها و دوره های مختلف شرکت کرده بود اما هیچگاه آموخته هایش عمل نکرده بود. او انبوهی از دانش و اطلاعات اما اقداماتی اندک داشت. با دیدن افرادی که در شرایط گذشته او بودند به یاد تلاش های خود برای تغییر وضعیتش افتاد. او دریافته بود که با به کارگیری 2 یا 3 مورد از آموخته هایش، به نتایج فوق العاده ای رسیده است.

با این تجربیات، او تصمیم گرفت دانسته های خود را به دیگران منتقل کند و با شناختی که از انسان ها داشت، توصیه هایی برای رسیدن به موفقیت ارائه کرد. او معتقد بود که اگر افراد واقعاً بخواهند، می توانند به اهداف خود برسند.

جدیدترین عکس های حسین عظیمی
استراتژی مهم زندگی حسین عظیمی

استراتژی مهم زندگی حسین عظیمی

حسین عظیمی در مواجهه با فشار، استراتژی جالبی دارد: فرار به جلو. او به جای عقب‌نشینی، با شجاعت به پیش می‌رود و حتی اگر برای مدتی کوتاه تحت فشار افسردگی قرار بگیرد، در نهایت راهی برای گام برداشتن به سمت جلو پیدا می‌کند.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی عرفان علیرضایی کمدین و واینر اینستاگرامی

اثرگذاری بیشتر، دغدغه‌ی همیشگی او بوده است. او در 5 سال آینده خود را به عنوان فردی اثرگذارتر می‌بیند که در کیفیت و تعداد مخاطبانش، پیشرفت چشمگیری خواهد داشت.

برنامه‌های حسین عظیمی برای رسیدن به این هدف، فراتر از حوزه فعالیتی کنونی او هستند. رسالت او کمک به دیگران و افزایش اثرگذاری است و برای تحقق این رسالت، برنامه‌های بلندپروازانه‌ای در سر دارد.

hossain azimi تحلیلگر بازارهای مالی و سرمایه گذار
حسین عظیمی

تاکید حسین عظیمی به نگرش افراد

حسین سعی دارد از فضاهایی که حرف‌ها و افکار منفی، گله و شکایت و غیبت در آن باشد، دوری کند زیرا معتقد است این عوامل، فرد را متوقف می‌کند. او  فکر می‌کند که ظرفیت و توان بیشتری دارد که از خود بروز بدهد و هنوز جا دارد که بیشتر وقت برای تولید محتوا بگذارد و در مسیر اثرگذاری قدم بردارد.

تنها چیزی که اوحسین عظیمی روی آن تمرکز می‌کند این است که از زمانش بیشتر استفاده کند. از روی تجربه شخصی‌اش می‌گوید که تنها چیزی که بازدارنده است، ذهنیت ماست!

عظیمی به این نتیجه رسیده که ذهنیت و باورهای ما نقش مهمی در موفقیت ما دارند. و اگر می‌خواهیم در زندگی خود پیشرفت کنیم، باید روی ذهنیت خود کار کنیم و باورهای محدودکننده را از بین ببریم.

حسین عظیمی درمورد درس هایی که از فرزندانش یاد گرفته است گفت: 2 نکته را می خواهم با شما به اشتراک بگذارم که از طریق تجربه ای که با بچه هایم داشتم به دست آوردم:

  • نکته اول: درباره دختر بزرگترم که 4 سال دارد، این بود که محدودیت را نمی پذیرد یعنی هیچ سدی جلودارش نیست و چیزی را که می خواهد به دست می آورد.
  • نکته دوم: درباره دختر کوچکترم که 2 سال و نیم دارد، کمی که کوچکتر بود، روی میز پذیرایی می ایستاد و من دستانم را باز می کردم و او خودش را بدون هیچ نگرانی رها می کرد و در بغلم می افتاد. به این فکر می کردم که اگر محدودیت نپذیرم و اینقدر که دخترم مینو به من اعتماد کرد، من هم به خدا اعتماد کنم، هیچ مانع دیگری وجود ندارد و هر چیزی بخواهم به دست می آورم.

دوره های آموزشی حسین عظیمی عبارتند از:

  • دوره پرایس اکشن
  • دوره ارز دیجیتال: درآمد نامحدوداز ارزهای دیجیتال
  • استراتژی نوسان گیری حسن عظیمی (AOS)
  • مدیریت سرمایه و ریسک در بازارهای مالی
  • آموزش کامل صرافی کوکوین
  • استراتژی معاملاتی شکارچی
  • دوره جامع بورس
  • روانشناسی ثروت
  • سرمایه گذاری، بدون سرمایه!
  • مینی دوره رایگان 55 (ارز دیجیتال)
  • دوره تریدر سبز
  • دوره شکارچی پول

مصاحبه با حسین عظیمی | پاسخ به 16 سوال متداول

1-  اولین تجربه کسب درآمد در چه زمانی و از چه طریقی بوده است؟

اولین تجربه درآمدی من به ۱۹ سالگی بر می گردد، زمانی که تازه وارد دانشگاه شده بودم. ویزیتور یک شرکت تبلیغاتی شده بودم و از افراد و کسب و کارهای کوچک، سفارش چاپ پوستر، تراکت و سررسید می گرفتم و در ازای این کار درصد ناچیزی به عنوان پورسانت دریافت می کردم.

2- اولین جرقه شروع کار از چه زمانی به ذهن تان آمد؟

همزمان با ورود به دانشگاه فکر این افتادم  که چطور می توانم دستم توی جیب خودم باشد و سطح زندگیم را از خانواده ام متفاوت تر کنم و زندگی بهتری داشته باشم. به خاطر همین مدام به این فکر می کردم که چطور می تونام درآمد داشته باشم و مستقل شوم.

3- اولین کسب و کار حرفه ای شما چه بوده است؟

مدتی در یک شرکت نتورک مارکتینگ خارجی فعالیت می کردم ولی موفق نبودم. به واسطه حضورم در این نتورک متوجه شدم در سمینارها و کارگاه های آموزشی زیادی شرکت می کردم. از همینجا به موضوع آموزش و مخصوصاً برگزاری ایونت ها آموزشی علاقمند شدم و به عنوان اولین فعالیت حرفه ای خودم، یک سمینار آموزشی با سخنرانی دوست و استاد ارزشمندم آقای دکتر احمد حلت و با حضور 600 نفراز مردم برگزار کردم و در سال 1385 اولین ضرر مالی خودم را به مبلغ 1 میلیون تومان با این سمینار تجربه کردم و این تازه اول ماجرا بود!

4- در مسیر موفقیت خود با چه چالش هایی روبرو بوده اید؟

در کسب و کار آموزشی که داشتم از سال 1385 تا 1389 تقریباً هر سمینار و پروژه ای که برگزار می کردم به ضرر می خوردم و روز به روز بدهکارتر می شدم. به طوریکه سال 1389 من بیش از ۱۰۰ میلیون تومان بدهی به بار آوردم. این مبلغ معادل پول 400 سکه تمام طلا بود. با سکه 14 میلیون تومانی امروز،‌ چیزی بیش از چهار و نیم میلیارد تومان به پول امروز می شد.

5- تأثیر خانواده در مسیر موفقیت شما چه بوده است؟

یکی از تاثیرگذارترین افراد در زندگی من پدرم بودند و هنوز هم هستند. پدرم تا أواسط دهه 1370، هیچ فعالیت درآمدزایی غیر از همان شغل اداری که به عنوان مدیر ارشد در وزارت آموزش و پروش بودند، نداشتند. اما از حوالی سال 1376، با توجه به اینکه ما بزرگ می شدیم و خرجمان هم زیادتر می شد، پدر به فعالت های اقتصادی شروع کردند و علی رغم اینکه از قبل هیچ سابقه ای در کسب و کار نداشتند، انصافاً خیلی موفق بودند و این تلاش ها منجر شد به اینکه سطح مالی خانواده ما، به رده متوسط به بالا تغییر کند.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی حسین ترکاشوند باستان شناس و تاریخدان

همین تغییر ناگهانی همیشه در گوشه ذهن من این امید را زنده نگه می داشت که اگر من هم بخواهم می توانم از جایی که حالا هستم ارتقاء پیدا کنم و بهتر شوم. اما در عمل هیچوقت پدر و مادرم از سبک زندگی و کسب و کارم رضایت نداشتند. خصوصاً پدرم همیشه توصیه می کردند که جایی استخدام شوم و یک آب باریکه به عنوان حقوق سر ماه داشته باشم و در کنار آن کارهای دیگری انجام دهم که من هیچ وقت علاقه ای به کارمندی نداشتم و با وجود سختی هایی که کشیدم، هیچ وقت کارمندی نکردم.

6- دلیل موفقیت خود را مدیون چه چیزی یا چه کسی می دانید؟

در این مسیر، فراز و نشیبی که در کسب و کارهای مختلف داشتم، طی کردم، از خیلی ها آموختم و خیلی ها دانسته یا نادانسته به من کمک کردند. اما وقتی نگاه می کنم می بینم که بیش از هر چیزی آموزش پذیری، ‌پذیرش و درس گرفتن از خطاها و سماجت و پافشاری خودم روی خواسته هام باعث شد که طعم موفقیت را بچشم و وقتی عمیق تر نگاه می کنم به وضوح می بینم که مایه تمام این خصلت ها را خداوند در وجود من قرار داده است و هر‌ آنچه که امروز هستم چیزی جز لطف، عنایت و سخاوت خداوند نیست.

7- در صورت متأهل بودن، نحوه آشنایی با همسر خود را بیان کنید؟

همانطور که گفتم از نوجوانی فعالیت های فرهنگی،‌ اجتماعی و سیاسی داشتم که تا حالا هم ادامه دارد. در یکی از همین فعالیت ها با همسرم آشنا شدم و از آنجایی که از نظر فکری با هم همسو بودیم خیلی زود هم مسیر هم شدیم و خدا را بابت حضور همسرم شکر می کنم.

8- آیا شده در طول مسیر موفقیت تان، از اینکه موفق نشوید و شکست بخورید، واهمه ای داشته باشید؟

اوایل شروع کارم که از قضا با شکست های مکرر همراه بود ترس زیادی داشتم. از اینکه شاید این راهی که می روم من را به نتیجه نرساند اما چیزی در من عمیقاً معتقد بود اینکه اگر سماجت کنم نتیجه می گیرم. بعد از اولین موفقیت هایی که به دست آوردم دیگر هیچ وقت از نشدن ها و شکست ها وحشت نکردم و نترسیدم و یاد گرفتم که اولاً هر چه که برای من اتفاق می افتد جز لطف و عضق خداوند نیست و ثانیاً با صبوری همراه با مداوت، همه چیز دست یافتنی است.

9- آیا کتاب هایی نوشته یا ترجمه کرده اید؟

کتاب How I made 2,000,000 $ in the stock market نوشته نیکلاس دارواش را ترجمه کرده ام که با عنوان «چگونه در بورس ۲ میلیون دلار پول ساختم؟» به زودی روانه بازار می شود.

10- چه نظری در مورد تحصیل و دانشگاه دارید؟

اولاً که تحصیل تا سطح دیپلم را برای همه ضروری می دانم. دانشگاه را هم به 2 شرط مفید می دانم. اول اینکه در رشته مورد علاقه خود تحصیل کنید و دوم اینکه محتوای آموزشی که می بینید کاربردی باشد. این از نقاط ضعف بزرگ نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی ماست.

11- سبک زندگی و روتین روزانه شما به چه صورت است؟

  • بر خلاف تصور اکثر افراد، من ساساً فرد پر مشغله ای نیستم. اولین کاری که صبح ها انجام می دهم قدم زدن در باغ و رسیدگی به گل های باغ و استخر است که معمولاً 1 ساعت طول می کشد. بعد صبحانه می خورم.
  • بعد از آن کمی با بچه هایم بازی می کنم و حدود ساعت 10 صبح وارد اتاق کارم در منزل می شوم و به مدت 2 ساعت مطالعه و برنامه ریزی می کنم.
  • بعد به مدت 1 ساعت به پیام ها و تماس های کاری همکارانم پاسخ می دهم.
  • بعد از آن 2 ساعت را به ناهار و استراحت و پاسخ دادن به پیام های شخصی می گذرانم.
  • ساعت 3 تا 5 معمولاً ساعتی است که من جلسات کاری آنلاین دارم. اینجا روز کاری من با 5 ساعت کار مفید به پایان می رسد مگر اینکه بعد از این ساعت لایو یا برنامه آموزشی دیگری ترتیب داده باشم.

12- تفریحات شما چیست؟

عمده تفریح من وقت گذراندن با خانواده است. هفته ای یکبار به زمین گلف باشگاه انقلاب می روم و گاهی آخر شب ها در استخری که در حیاط داریم شنا می کنم.

13- معتقدید که چه نقاط ضعف و قدرتی دارید؟

بزرگترین نقطه قوت من جا نزدن و دست نکشیدن از اهداف و خواسته هام است.

14- بزرگترین هدف تان در زندگی چیست؟ آیا احساس خوشبختی می کنید؟

بزرگترین هدف من این است که کمک کنم دامنه تأثیرگذاریم را بیشتر کنم و به تمام کسانی که در این دامنه قرار دارند کمک کنم زندگی بهتری داشته باشند.

15- برخی از اعتقادت، و سخنان ناب خودتان که می تواند برای مخاطبان ما تأثیرگذار باشد را بیان کنید:

  • پول همه چیز نیست برای کسی که داردش
  • هدف داشته باش،‌براش تلاش کن و هیچوقت پا پس نکش
  • در زمین دیگران خانه مکن،‌کار خود کن کار بیگانه مکن (به این بیت از مولانا بسیار معتقدم)

16- کتاب های تاثیر گذار در زندگی شما که به خوانندگان پیشنهاد می دهید، چیست؟

کتاب استعداد نافرمانی (فرانسسکا جینو) – جهان هولوگرافیک (مایکل تالبوت) – تئوری انتخاب (ویلیام گلسر) – اثر مرکب (دارن هاردی)

راه های ارتباطی

5/5 - (1 امتیاز)

ثبت بیوگرافی در گوگل

آیا می خواهید هرکسی نام شما را در اینترنت جستجو کرد، عکس ها و اطلاعات شخصی شما را ببیند؟ کافیست وارد لینک زیر شوید و فرم مربوطه را پر نمایید تا بیوگرافی تان در گوگل ثبت شود.

ثبت سفارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا می خواهید بیوگرافی شما در گوگل ثبت شود؟ تنها یک قدم تا مشهور شدن فاصله دارید.
باز کردن چت
1
پریسا رحیمی
سلام، چطور می تونم کمکتون کنم؟