کیارش کیا کیست؟ ویکی پدیا
زندگینامه Kiarash Kia پیمانکار برق صنعتی
کیارش کیا در 5 خرداد 1367 در گرگان در یک خانواده با وضعیت مالی متوسط به دنیا آمد. او به عنوان فرزند آخر خانواده، دو برادر و یک خواهر دارد و پدرش اصالتاً کُرد و مادرش گرگانی اصیل است.
او در مورد خانواده خود می گوید:
«خانواده من همیشه موافق کار کردن من، مخصوصاً در حوزه برق و قدرت بودن و فقط آرزوی سلامتی و موفقیت می کردن واسم»

خاطرات دوران کودکی کیارش کیا
از بچگی حسابی شیطون و سر به هوا بودم؛ طوری که معلم و مدیر مدرسه تقریباً هر هفته پدر و مادرم رو به خاطر شیطنت هام به مدرسه دعوت می کردند.
روز اول مدرسه، وقتی پدرم منو با جیپ می برد تا ثبت نامم کنه، ایستاده بودم روی صندلی ماشین. همان لحظه رو به من گفت:
«پسرم، همیشه یادت باشه… تو مدرسه اولاً دعوا نکن. اما اگر مقصر نبودی و دعوا پیش اومد، جوری بزن که کسی دیگه هوس نکنه طرفت بیاد!»
فرض کنید در حدی شیطون بودم هیچوقت برگه اردوی من رو خانواده ام امضا نمی کردن! یادم هست یکبار من رو از داخل اتوبوس اردو پیاده کردن و گفتن شما برگه رضایت والدین رو نداری، یواشکی از درب عقب سوار شدم و به همکلاسی هام اشاره کردم هیچی نگید و مابین صندلی های انتهایی اتوبوس خودم رو مخفی کردم.
اردو در جنگل توسکستان بود، حدود بیست کیلومتری شهر. وقتی رسیدیم و از اتوبوس پیاده شدم، مدیر با تعجب کامل پرسید: «اینجا چیکار می کنی؟ چطور اومدی؟!»
بعد هم به راننده دستور داد که دوباره من را با اتوبوس برگرداند گرگان!
اشک توی چشمهام جمع شده بود اما چاره ای نبود. راننده من را تا مدرسه برد؛ چون مجاز نبود وسط راه پیاده ام کند. همین که رسیدیم مدرسه، صبر کردم اتوبوس حرکت کند، بعد فوراً دویدم سمت ایستگاه تاکسی و از آنجا به خروجی شهر.
به راننده های تاکسی می گفتم: «پدر و مادرم توسکستان هستن، من اینجا گم شدم!»
چون کرایه کامل همراهم نبود، چند راننده قبول نکردند، اما من ۲ هزار تومان پول داشتم (همون پول تو جیبی که همیشه از بوفه مدرسه خوراکی می خریدم). بالاخره یک راننده قبول کرد و من را جلوی محل اقامت اردو پیاده کرد.
رفتم پیش همکلاسی هام و تقریباً یک ساعت جایی دور از چشم مدیر و ناظم پنهان شدم تا اینکه یکی از همکلاسی هام فضولی کرد… مدیر اومد و کلی سر و صدا کرد باهام با اجازه کی اومدی؟
گفتم خانوادم رضایت دادن در صورتی که از مغازه ای سریع خودکار گرفتم و خودم امضای مادرم رو جعل کردم اما گفتم سریع رفتم خونه و رضایت گرفتم!
از اونجایی که می دونستن ممکنه دروغ بگم و اون زمان یعنی سال ۷۴ اصلا تلفن همراه نبود… مدیر بعد یکساعت یکی از معلم ها رو سپرد تا خودش تا دم در خونه بیاره. خلاصه معلم ساعت حدود یازده و نیم من رو خونه رسوند و تحویل داد و توضیح داد و رفت!
این یکی از آن خاطراتی است که هیچوقت از ذهنم پاک نمی شه؛ هم خنده دار هست، هم کمی ناراحت کننده… اما تماماً منِ واقعی دوران کودکی ام را نشان می دهد.
اولین جرقه های کار و تجربه کسب درآمد
از همان دوران کودکی علاقه عجیبی به برق و کارهای فنی داشتم؛ طوری که همیشه لوازم خانگی خانه را باز و بسته می کردم تا طرز کارشان را بفهمم. اولین تجربه واقعی درآمدم هم از همان سال ها شکل گرفت.
درآمد و مخارجم تا حدود ۲۴ سالگی از تابلو سازی و پروژه های پدرم تامین می شد. از بچگی بجز تحصیل حتی در دوره تعطیلات مدارس، کارگاه پدرم کار می کردم و حقوق بگیر ماهیانه بودم. تا اینکه یه دوست عزیزم با توجه به شناختی که از مهارت هام در زمینه برق صنعتی داشت و در جریان کارهای ما بود، ابتدا برقکاری صفر تا صد مغازه خودش که در حال ساخت بود و بعد کار دو واحد تجاری و سه واحد مسکونی یکی از دوستانش رو بهم پیشنهاد کرد و به من اعتماد کرد.
من این پروژه هارو به نحو احسن انجام دادم و بسیار از کار انجام شده من راضی بودن و بعد اون پروژه، کارفرما منو به دوستان خودش معرفی کرد. این شد شروع کسب درآمد خارج از کارگاه و مستقل شدن از پدرم.
اما قبل تر در طول چندین سالی که کارگاه و پروژه های پدرم مشغول فعالیت بودم، چندین مورد کارهای کوچیک تر هم بهم معرفی شد و انجام دادم اما زمانش کم و دستمزدش قابل توجه نبود.
میتونم بگم اولین پروژه کاری من همین مغازه دوستم و فروشگاه بزرگ و تجاری دوستش بود که ساختمان ساز بزرگی هم هست. ایشون خودشون برقکار ساختمانی داشتن اما چون این فروشگاه برقش سه فاز و بسیار تخصصی و نیمه صنعتی بود، بعد از معرفی و دیدن تابلوها و نمونه کارها و رزومه کاری ما استقبال کرد و شروع بکار کردم. این دو کار استارت جدا شدن از پدرم بود.
چالش های مسیر مستقل شدن و پیشرفت شغلی
ابتدای کار که مستقل شده بودم کارم بسیار سخت بود چون ابزار کافی برای اینکار نداشتم. از کارگاه خودمون به صورت قرضی ابزار میگرفتم تا اینکه آروم آروم لوازم کارم رو بسیار مجهز کردم.
چالش من فقط و فقط ابزار بود اما چون سالها کار صفر تا صد پیش پدرم انجام داده بودم، بسیار به کار مسلط بودم. چالش بعدی من این بود که این مستقل شدن دائمی نیست… خدا رو شکر بخاطر حساسیت و نظمی که در کارم داشتم، کارفرما خود به خود به دوستان معرفی می کردن.
من در طول این مسیر سختی که سپری کردم هیچوقت ترسی از شکست نداشته ام، چراکه اعتقاد دارم که به هر چیزی بخوام میتونم برسم تا به امروز به قول هایی که به خودم داده بودم عمل کردم و سعی کرده ام خودم رو پیش خودم بد قول نکنم چرا که ترس از شکست خودش شروع یک شکست هست.
از دست دادن مادر و دوران سخت زندگی کیارش کیا
اگر بخواهم یک دوران سخت از زندگی ام رو بگم، دورانی که مادرم رو به علت بیماری قند همیشه بیمارستان بستری می کردیم و مادرم دیالیزی شده بود. هر دو تا پای خودش و دو تا از انگشتان دست رو بخاطر عدم خون رسانی از دست داده بود. شرایط بسیار سختی بود، هر روز قسمتی از دست و پا رو قطع می کردن، دو روز بعد سیاهی بالاتر میرفت و از بالاتر قطع می کردن و مادر من امکان استفاده از بیهوشی در جراحی ها رو نداشت.
بعد از اینکه عفونت به خون مادرم زد، به کما رفت و بعد از یک هفته فوت کرد! دوران بسیار سختی رو از نظر روحی و روانی تجربه کردم چون داشتم میدیدم هر روز قسمتی از بدن مادرم رو حذف می کردن و جلوی چشمام درگذشت. در طول سه ماه بعد از دست دادن مادرم، حدود ۲۵ کیلو گرم وزن بدنم کم شد. بعد از مدتی کم کم به خودم اومدم و دوباره تونستم این موضوع رو بپذیرم.
خداوند همیشه همه عزیزان رو برامون نگهداره. می گفتم ایکاش فقط یکروز مادرم برگرده، فقط به اندازه ۲۴ ساعت بغلش کنم. فقط آرزویی که واسه همه انسان ها می کنم این هست که خداوند تا روزی که همه فرزندان خانواده ازدواج نکردن و پدر و مادر سرنوشت تک تک فرزندشان رو ندیدن، حفظشون کنه و امیدوارم هر انسانی که قراره این موضوع رو تجربه کنه، زمانی تجربه کنه بتونه راحت تر با این واقعیت کنار بیاد.

بزرگترین حامی و شریکم، پدرم است!
اول اینکه نمیشه منکر زحمات پدرم بشوم چون در بحث آموزش و انتقال تجربه های کاری همه جوره تا جایی که از دستش بر آمده کمک کرده و حتی هنوزم اگر تایم کوتاهی همدیگر رو می بینیم، تجربیات 50 ساله کاری خودش رو به من انتقال میده و هنوزم کلیه تابلوهای پروژه های خودم رو در کارگاه پدرم می سازم. چراکه بودنش در محیط کار بهم آرامش میده و همیشه پروژه های مشترک با همدیگر داریم اما زمانی که کارهای ما با همدیگه همزمان میشه و فضا کافی نباشه، تابلو های خودم رو در محل کار خودم میسازم.
توصیه های کیارش کیا به علاقه مندان برق صنعتی
پیشنهادم به دوستانی که ابتدای این مسیر هستن این است که در هر شغلی قرار هست فعالیت بکنید اولین چیز مهم علاقه هست. باید زمانی که صبح از خواب بیدار میشی خوشحال بشی که میخوای بری سر کاری مورد علاقت. این مهم باعث پیشرفت چشم گیر در کار شما خواهد شد.
دومی باید همیشه سعی کنید به روز باشی در کار خودت، همیشه به فکر نوآوری باشید و توی کارتون مخصوصا برق صنعتی اگر فعالیت می کنید باید آخرین چیزی که به آن فکر کنید درآمد باشد. اول علاقه به کار، دوم انجام کار، سوم نتیجه ایده آل کار، زیبایی و عمر کار مهم ترین ها هستن و در نهایت صداقت و احساس مسئولیت اینها اگر در کنار هم قرار بگیره، کار شما تبدیل به یک برند معتبر در حوزه شغلی خودتون میشه.
فراموش نکنید اگر یک نفر از کار شما تعریف کنه برابری خواهد کرد با اینکه شما پیش هزار نفر از کار خودتون تعریف کنید. همیشه رضایت مشتری ها و تعریف مشتری ها باعث میشه شما در شغل خودتون پیشرفت کنید و انسان باید همیشه فکر کنه برای جامعه مفید باشه و این طرز فکر به شما روحیه میده.
رشته برق صنعتی و ساختمان رو برای جوان تر ها فقط توصیه می کنم چون برق صنعتی سخت ترین شغل دنیا محسوب میشه و نیاز به قدرت یادگیری بسیار بالایی داره، هر چی از سن پایین تر وارد این رشته بشید، قدرت یادگیری بسیار بالاتری دارید.
به افراد بالای ۳۵ سال برای شروع کار برق میتونم برق ساختمان رو پیشنهاد بکنم. ضمن اینکه برق صنعتی و ساختمان نیاز به مدرک داره، اگر دریافت نکرده باشید، برای دریافت مدرک و پروانه کار با مشکل مواجه خواهید. برای مجوز کار می تونید دوره نظام مهندسی ثبت نام کنید و بعد از سپری کردن دوره امتحان بدهید و بعد از قبولی مدرک درجه سه برق ساختمان بگیرید. بعد از گذشت دو تا سه سال مجدد ثبت نام کنید و مدرک درجه دو بگیرید.
در حال حاضر هر برقکار ساختمانی باید دارای مجوز و دارای صلاحیت نظام مهندسی باشد، در غیر اینصورت امکان اینکه بعنوان مجری برق ساختمان معرفی بشه نیست و همینطور برای برای صنعتی اگر قصد تاسیس کارگاه دارید در دوره های آموزشی 1 و 2 و 3 فنی حرفه ای ثبت نام کنید بعد از گذراندن دوره و قبولی در امتحان می تونید کارگاه تابلو برق صنعتی تاسیس کنید، بشرطی که مهارت و تخصص رو داشته باشید.
روتین روزانه، سبک زندگی و تفریحات کیارش کیا
بیشتر وقت استراحتم در حال کسب اطلاعات راجع به برق هستم و اگر فعالیت مجازی کنم، بخش زیادیش به پیج های برق و کانال و گروه های که به شغلم مربوط هست، می شود.
همسرم هم بیشتر مشغول اضافه کردن اطلاعات راجب رشته خودش هست، هفته ای دو سه بار، با خودرو، تایم نه چندان زیادی رو سطح شهر دور میزنیم و حدود ۱۰ ساعت از روزم رو مشغول کار برق و کارگاه هستم. حدود دو ساعت راجع به رشتم مطالعه می کنم و حدود دو سه ساعتی وقتم رو در اختیار همسرم برای صحبت کردن در مورد آینده کاری، اهداف و تماشای فیلم و غیره سپری می کنم. همچنین در هفته دو سه ساعتی رو هم با دوستانم وقت می گذرونم.
علاقه بسیار زیادی به ورزش ماهیگیری دارم و انواع لوازم ماهیگیری رو دارم. این رشته رو از بچگی به صورت حرفه ای دنبال کرده ام و دو سه تا قایق حرفه ای دارم که زمان هایی که وقت خالی داشته باشم، حتما پارو میزنم و داخل آب ها گشت زنی و ماهیگیری میکنم. حدود ۵۵ عدد چوب و چرخ ماهیگیری حرفه ای دارم و حدود ۲۰ عدد کاسی دارم.
علاقه زیادی به طبیعت دارم… در ماه یکبار پیش میاد که ۲۴ ساعت کنار آب دریاچه یا آب بندان با همسرم ماهیگیری کنم و همسرم علاقه زیادی به ورزش ماهیگیری پیدا کرده است.
مصاحبه با کیارش کیا تکنسین برق صنعتی
نحوه آشنایی با همسرتان چگونه بود؟
نحوه آشنایی من با همسرم از طریق گروه تلگرامی بود. همسرم در گروه ۲۵ نفره تلگرامی من عضو بود و از طریق چت عمومی گروه با همدیگر آشنا شدیم، حدود ۶ ماه ایشون رو زیر نظر داشتم و آشنا شدم. همسرم ارشد روانشناسی بالینی هست و در حال گذراندن دوره ۵۰۰ ساعته کارگاه برای مجوز مطب هست اما یکی دو سال آینده قصد داره مجدد درسش رو ادامه بده.
بسیار در کنار همسرم احساس خوشبختی میکنم چرا که همسر بسیار توانمند، باهوش و با استعدادی دارم.
رزومه کاری شما چیست؟
اگر از رزومه کاری بخوام صحبت کنم تجربه کاری زیادی دارم، از مهم ترین تجربه های کاری من:
- اجرای صفر تا صد بیش از ۲۵ سالن مرغداری و سالن های نگهداری مرغ مادر
- اجرای کارخانه خوراک دام بسیار سیستم برق پیچیده ای داره همراه با plc و اتوماسین
- اجرای پارک شهرداری شیرگاه در استان مازندران
- اجرای بخشی از فرودگاه پایگاه نیروی هوایی چهاردهم شکاری امام رضا در طول دوره سربازی
- راه اندازی بیش از ده ها دیزل ژنراتور قدیمی و جدید و بروز کردن نصب برد و اتوماتیک کردن
- اجرای چندین چاه عمیق و هوشمند سازی چاه عمیق
- طراحی و اجرای بیش از صد تابلوی ستاره مثلث، چاه عمیق، خازن، درایو و سافت استار.
- اجرای برق بسیاری از مسجد ها و بیمارستان های استان گلستان
- اجرای صفر تا صد دو سه مورد از بهترین کشتارگاه های مرغ و دام استان گلستان
- اجرای پروژه های دولتی مثل هلال احمر نوکنده، هلال احمر گرگان
- اجرای تابلو برق چند سالن ورزشی
- اجرای پروژه گلخانه
- طراحی و اجرا نصب و راه اندازی بیش از پنجاه تابلوی چنج آور فوق پیشرفته با سیستم اینترلاک
- اجرای پروژه همیاری
- اجرای دیزل ژنراتور ستاد کل نیرو های مسلح استان و کابل کشی های داخلی
- اجرای چندین ساختمان لوکس
- اجرای سیستم اعلام حریق ساختمان های مسکونی و دارای مجوز صلاحیت سازمان نظام مهندسی
با چه برندهایی همکاری داشته اید؟
با برند LS، اشنایدر، هیوندا، پارس فانال و چند برند دیگه همکاری داشته ام و خدا رو شکر از همه این برند ها راضی هستم.
چه دوره های آموزشی دارید؟
دوره های آموزشی فعلی من حضوری هست که گاهی سه تا چهار نفر رو باهم در کارگاه با پروژه های آموزشی تئوری و عملی آموزش میدم. به طور کل آموزش دادن رو دوست دارم و در حال تصمیم گیری های نهایی جهت ساخت دوره های آموزشی فوق پیشرفته صفر تا صد برق صنعتی هستم.
بهترین دوستان بیزینسی شما چه کسانی هستند؟
صائب، همایون و علی که تهران مشغول به کار هست.
خود را چگونه فردی می بینید؟ نقطه ضعف و قدرت تان چیست؟
خودم را فردی بانظم و مقرراتی، مهربون، دلسوز، زود رنج و نترس می بینم! نقطعه ضعفم اینه ببینم کسی نیاز به کمکی داشته باشه و در توانم نباشه، بهش کمک کنم، این موضوع بسیار آزارم میده. نقطه قدرتم اینه تا امروز هر چیزی که توی ذهنم بوده، تونستم بهش برسم. مثلا هر چیزی که بخوام یاد بگیرم رو یاد میگیرم و به هدف هایی که دارم میرسم.
بزرگرین هدف شما در زندگی چیست؟
بزرگترین هدفم اینه که بهترین برقکار تاریخ بشم… هر کسی در رشته کاری خودش دوست داره بهترین بشه و من هم همین ترتیب هدف هایم رو دنبال می کنم و مطمئن هستم اگر خداوند یاری کنه، با تلاش خودم به این هدفم می رسم و میتونم برای جامعه مفید تر باشم.
هدف دیگم اینه از هدف های همسرم هم بتونم در حد توانم حمایت کنم و باعث سربلندی خانواده و همسرم و فرزند آیندم باشم.
کتاب های پیشنهادی شما برای مطالعه چیست؟
- کتاب های مبانی مدارهای الکتریکی چارلز الکساندر و متیو سادیکو
- کتاب های فیتز جرالد
- کتاب تحلیل مهندسی مدار اثر ویلیام هیت
- کتاب نظریه اساسی مدار ها و شبکه ها نوشته شده توسط ارنست کوه و چارلز دسور
- کتاب قطعات و مدارات الکترونیک نشلسکی
- کتاب ماشین های الکتریکی
- کتاب مدار منطقی
- کتاب مبانی الکترونیک
توصیه شما به مخاطبان ایران بیوگرافی چیست؟
اولین توصیه اینکه با همین قدرت و دقت پیش بروید… دومیش اینکه هدفتان “جهان بیوگرافی” باشه و از مرزهای ایران عبور کنید، هر چند که بسیار قوی و فعال هستید.
راه های ارتباطی:
- تلگرام : kiiyaaaa@
- اینستاگرام : kiarashkia35
- شماره واتساپ : 09115969242 و 09394117705
- شماره همراه : 09115969242
- ایمیل : kiakiarash62@gmail.com




ثبت بیوگرافی در گوگل
آیا می خواهید هرکسی نام شما را در اینترنت جستجو کرد، عکس ها و اطلاعات شخصی شما را ببیند؟ کافیست وارد لینک زیر شوید و فرم مربوطه را پر نمایید تا بیوگرافی تان در گوگل ثبت شود.