بیوگرافی فاطمه سادات بنیان‌گذار حالم خوبه

شرح مختصر
فاطمه سادات
Iranian Communication skills instructor
متولد : 1 فروردین 1364
محل تولد : تهران - ساکن تهران
وضعیت تأهل : متأهل
نام همسر : علی مقدم
تعداد فرزندان خانه پدری : 1 خواهر و 1 برادر کوچکتر دارد (بچه اول خانواده)
تعداد فرزندان خود : 1 دختر به نام اِرمیا دارد
تحصیلات : دانشجوی رشته مدیریت
شغل : مدرس و مربی مهارت های ارتباطی

در سال 1395، عشق به شکوفایی انسان‌ها، استاد فاطمه سادات را بر آن داشت تا موسسه “حالم خوبه” را تاسیس کند. ایشان به عنوان مدرسی دلسوز و عاشق، مهارت‌های زندگی را با تمام وجود به مخاطبان خود می‌آموزند و معتقدند که این مهارت‌ها، تولدی دوباره برای انسان‌ها رقم زده و زندگی آنها را به دو بخش “قبل از آگاهی” و “بعد از آگاهی” تقسیم می‌کند.

آنچه “حالم خوبه” را از سایر موسسات متمایز می‌کند، وجود معلمی با عشق و شور و شعف بی‌مانند، همچون استاد فاطمه سادات است. آرزوی قلبی ایشان، هدایت انسان‌ها به سوی مسیر نجات‌بخش آگاهی است. در این راستا، ایشان به همراه تیمی حرفه‌ای، دلسوز و پرانگیزه، تلاش‌های بی‌وقفه خود را ادامه می‌دهند.

هم اکنون، استاد فاطمه سادات با بیش از یک میلیون دنبال‌کننده در صفحه اینستاگرام “حالم خوبه” و راه‌اندازی اولین مدرسه مهارت زندگی در کشور، رسالت این موسسه را به بهترین نحو به انجام رسانده و گام‌های موثری در جهت ارتقای سطح آگاهی و رسیدن هر فرد به “منِ بهتر” برداشته‌اند.

“حالم خوبه” همچنان با قدرت و عزم راسخ، به مسیر خود در جهت شکوفایی انسان‌ها و ساختن دنیایی شادتر و آگاه‌تر ادامه می‌دهد.

فاطمه سادات کیست؟ ویکی پدیا
زندگی نامه Fatame Sadat مدرس مهارت های ارتباطی

جدال عزت نفس و مقام

فاطمه سادات با شور و اشتیاق برای برگزاری اولین سمینار خود در یک شهرستان برنامه‌ریزی می‌کرد. او که فن بیان را به مردم آموزش می‌داد، با تلاش فراوان مؤسسه‌ای آموزشی را متقاعد کرد که به او فرصت نیم ساعتی برای سخنرانی در یکی از سمینارهایشان بدهد.

با وجود مشغله‌های زیاد، فاطمه مصمم بود که این فرصت را به بهترین نحو به نمایش بگذارد و حتی حاضر بود برای مدتی به صورت رایگان آموزش دهد تا کیفیت کارش را ثابت کند. روز موعود فرا رسید و فاطمه به همراه همسرش، علی مقدم، دو ساعت زودتر از شروع سمینار در سالن حضور یافتند. شور و هیجان در وجود فاطمه موج می‌زد، چرا که این اولین قدم در مسیر اهداف بزرگ او بود.

به تدریج سالن پر از جمعیت شد و اساتید و مهمانان مدعو از مؤسسات دیگر در جایگاه‌های خود قرار گرفتند. در این میان، کاندیدای نمایندگی مجلس نیز که حامی مالی این سمینار بود، به سالن آمد. حضور کاندیدا فضای متفاوتی به سمینار بخشید و با ورود او، همه از جای خود بلند شده و به احترام او تعظیم کردند. اما سالن دیگر جای خالی نداشت و صندلی‌ای برای کاندیدا باقی نمانده بود.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی سهیل سنگرزاده مرد انگیزه (ماشین + ثروت)

مدیر مؤسسه با لحنی عذرخواهانه به فاطمه نزدیک شد و از او خواست که جای خود را در ردیف اول به کاندیدا بدهد و به انتهای سالن منتقل شود. این درخواست شوکی بزرگ به فاطمه وارد کرد. عزت نفس او زیر پا گذاشته شده بود و احساس تحقیر می‌کرد. بغض در گلویش ریشه دواند و اشک در چشمانش حلقه زد.

با وجود این اتفاق ناگوار، فاطمه خود را جمع و جور کرد و با روحیه‌ای متزلزل به ارائه سخنرانی خود پرداخت. او نیم ساعت تمام با شور و اشتیاق درباره موضوع مورد نظر خود صحبت کرد و در نهایت با تشویق حضار روبرو شد. این سمینار، نقطه شروعی برای فاطمه سادات بود و علیرغم تلخی خاطره جابجا شدن در سالن، به عنوان اولین موفقیت در کارنامه او ثبت شد. اما آن روز، درسی بزرگ به فاطمه داد. او دریافت که در دنیای واقعی، ارزش افراد همیشه به شهرت، ثروت یا رزومه آنها بستگی ندارد و گاه عزت نفس و احترام، قربانی جایگاه و مقام افراد می‌شود.

با این حال، فاطمه مصمم بود که این تجربه را به عنوان پله‌ای برای پیشرفت خود قرار دهد و با تلاش و پشتکار، جایگاه واقعی خود را در دنیای فن بیان پیدا کند.

موسس حالم خوبه با تو
فاطمه سادات به همراه همسر و دخترش

فاطمه سادات: از صندلی آخر تا جایگاه سخنران

فاطمه سادات در حالی که در ردیف آخر سالن سمینار نشسته بود، با خود عهد کرد که روزی فرا خواهد رسید که او به عنوان سخنران در بهترین سمینارها حضور خواهد داشت و صندلی‌های ردیف جلو و VIP برای او رزرو خواهد شد. او علیرغم تحقیرها و بی‌اعتنایی‌هایی که در آن روز تجربه کرد، تسلیم نشد و با تلاش و پشتکار به هدف خود رسید.

امروزه فاطمه سادات به مدعو دائمی سمینارهای بزرگ تبدیل شده و فرصت حضور در جایگاه سخنرانی را پیدا می‌کند. او به قدری مشغله دارد که نمی‌تواند در تمام سمینارها شرکت کند و اغلب درخواست‌ها را به دلیل کمبود وقت رد می‌کند. جایگاه فعلی او حاصل تلاش و پشتکاری است که در آن روز سخت در پیش گرفت و تسلیم ناامیدی و منفی‌نگری نشد.

فاطمه سادات در ادامه داستان خود به مخاطبان می‌گوید که زمین خوردن در مسیر رسیدن به هدف اشکالی ندارد، اما مهم این است که بعد از هر بار زمین خوردن دوباره بلند شویم و به تلاش ادامه دهیم. او در آن روز می‌توانست به خاطر بی‌اعتنایی‌ها و تحقیرها جا بزند و تسلیم شود، اما به جای آن به ندای درونی خود گوش داد و با قدرت به تلاش خود ادامه داد.

فاطمه سادات از مخاطبان می‌خواهد که داستان خود را در شغل و زندگیشان مرور کنند و ببینند در چه جاهایی به خاطر منفی‌نگری و تردید در توانایی‌هایشان، از ادامه مسیر بازمانده‌اند. او به آنها توصیه می‌کند که به این افکار منفی گوش ندهند و با قاطعیت به تلاش خود ادامه دهند تا روزی طعم شیرین موفقیت را بچشند و داستانشان برای دیگران الهام‌بخش باشد.

دوره الگوریتم کائنات فاطمه سادات
دوره های فاطمه سادات

داستان فاطمه سادات و یافتن نور در دل تاریکی

فاطمه سادات، در سن 16 سالگی، با تراژدی وحشتناکی روبرو شد که زندگی او را برای همیشه تغییر داد. در یک تصادف رانندگی ناگوار، او چهار نفر از عزیزان خود را از دست داد: مادربزرگ، پدربزرگ، خاله و پسرخاله. این اتفاق، نه تنها برای فاطمه، بلکه برای کل خانواده‌اش، ضربه ای سهمگین و غیرقابل تصور بود. فقدان ناگهانی این عزیزان، فضای سنگینی از غم و اندوه را بر خانه حاکم کرد.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی دکتر حمیدرضا فتحی بیرانوند | قائم مقام مدیر عامل بانک رفاه

فاطمه که تا آن زمان تجربه مرگ عزیزان را نداشت، در شوکی عمیق فرو رفت. او که در کودکی، رابطه نزدیکی با این افراد نداشت، حالا با فقدان ناگهانی آنها دست و پنجه نرم می‌کرد. در روز خاکسپاری، اوضاع به قدری آشفته و غم‌بار بود که گویی روز قیامت فرا رسیده بود. خانواده در بهت و حیرت بودند و نمی‌دانستند چگونه با این فقدان عظیم کنار بیایند.

فاطمه در میان آن هیاهو به گوشه‌ای پناه برد و با سکوت عمیقی به همه چیز نگاه می‌کرد. در آن لحظه، دنیا در نظر او پوچ و بی‌معنی جلوه می‌کرد. او با خود فکر می‌کرد: “این همه تلاش و دغدغه برای چه؟ در نهایت همه چیز به زیر خاک می‌رود!”

این تجربه تلخ نقطه عطفی در زندگی فاطمه بود. او در اعماق وجودش، تحولی عمیق را احساس می‌کرد. گویی از دل خاکستر غم و اندوه، نوری از امید و روشنایی در حال طلوع بود. فاطمه تصمیم گرفت از آن پس با دیدگاهی متفاوت به زندگی نگاه کند. او قدر لحظات را بیشتر بداند و از زندگی لذت بیشتری ببرد.

دوه شخصیت شناسی حالم خوبه
وبینار های فاطمه سادات

درک عمیق فاطمه سادات از معنای زندگی

فاطمه سادات پس از آن حادثه خوفناک، تصمیماتی گرفت که گویی برای تمام عمر خود برنامه‌ریزی می‌کرد. این نقطه عطفی در زندگی او بود، زمانی که مرگ را به طور کامل درک کرد و پوچی دنیا را با تمام ظواهر فریبنده‌اش، از خوشی‌ها و غم‌ها، ثروت و فقر، عزت و ذلت، سختی‌ها و آسانی‌ها، به وضوح دید. در آن لحظه، متوجه شد که همه چیز در نهایت با یک چشم به هم زدن تمام می‌شود و به زیر خاک می‌رود.

این تجربه عمیق، فاطمه را به این نتیجه رساند که چرا باید برای مسائل بی‌اهمیت غمگین بود و زندگی را پیچیده کرد؟ در نهایت، همه چیز به همین سادگی به پایان می‌رسد.

فاطمه در آن برهه از زندگی، اتفاقات و تجربیات خاصی را پشت سر گذاشت که بعدها متوجه اثر عمیق و ماندگار آنها بر خود شد. با گذشت زمان و بزرگ شدن، مسیر زندگی او به طور قابل توجهی تغییر کرد. او در دوره‌ها و کلاس‌های مختلف شرکت کرد و آموخته‌های جدیدی کسب کرد که دیدگاه او را نسبت به جهان کامل‌تر کرد.

در این مسیر فاطمه به این درک عمیق رسید که جهان هستی از دو قطب متضاد تشکیل شده است. به عبارتی دیگر، هر پدیده و رویدادی در این دنیا، قطب مخالف خود را نیز دارد. سکه هستی دو رو دارد: سلامتی در مقابل بیماری، به دست آوردن در مقابل از دست دادن، جوانی در مقابل پیری، تابستان در مقابل زمستان، بهار در مقابل پاییز، تولد در مقابل مرگ.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی غلامرضا علیزاده مدرس ریاضی از پایه تا کنکور

فاطمه می گوید: “یکی از سنگین ترین از دست دادن ها برای خود من، از دست دادن جوانی است! هر روز که احساس می کنم یک روز از عمرم گذشت و هر روز عمرمان کنتور می اندازد و هر تولدی یعنی مرگ! یعنی در سرازیری هستیم.”

فلسفه فاطمه سادات برای خوشبختی
فاطمه سادات، یک معلم عاشق

فلسفه فاطمه سادات برای خوشبختی

فاطمه سادات در صحبت‌های خود به فلسفه‌ای برای رسیدن به خوشبختی اشاره می‌کند که بر پایه زندگی در لحظه است. او معتقد است که ما باید دو نوع زندگی را در نظر داشته باشیم: زندگی‌ای که انگار دنیا تا ابد ادامه دارد و زندگی‌ای که انگار همین لحظه قرار است بمیریم.

به گفته فاطمه اگر بتوانیم این دو نوع زندگی را با یکدیگر درآمیزیم، به آرامش و خوشبختی حقیقی دست خواهیم یافت. از یک سو، باید با برنامه‌ریزی و تلاش دقیق زندگی کنیم، گویی که دنیا تا ابد ادامه دارد. این به ما انگیزه می‌دهد تا برای اهدافمان تلاش کنیم و از هر لحظه به بهترین نحو استفاده کنیم.

از سوی دیگر نباید غرق در مادیات و روزمرگی شویم. باید به یاد داشته باشیم که عمر ما کوتاه است و هر لحظه می‌تواند آخرین لحظه زندگی ما باشد. این دیدگاه به ما کمک می‌کند تا قدر لحظات را بیشتر بدانیم و از زندگی لذت بیشتری ببریم.

فاطمه برای تأکید بر این فلسفه، به تمثیلی از دو فرشته اشاره می‌کند که از عرش به زمین نگاه می‌کنند. یکی از فرشته‌ها از دیگری می‌پرسد که عمر انسان‌ها چقدر است. فرشته دیگر پاسخ می‌دهد که نهایتاً 100 سال. فرشته اول با تعجب می‌گوید: پس چرا این انسان‌ها برای 100 سال این همه شهر و خانه می‌سازند؟!

این تمثیل به ما نشان می‌دهد که چقدر در مورد طول عمر خود اغراق می‌کنیم و چقدر به مسائل مادی دنیا اهمیت می‌دهیم. در حالی که عمر ما بسیار کوتاه‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم.

پذیرش دوگانگی جهان، گامی در جهت ساختن آینده

فاطمه سادات با پذیرفتن دو قطبی بودن جهان و درک اینکه هر تولدی به منزله مرگ چیزی دیگر است، حال خود را بهبود بخشیده و غم هایش را کوتاه کرده است. او در حال حاضر در ساختمانی که ویران شده، در حال ساختن فضایی برای خود است و در این حین به این موضوع می‌اندیشد که چه رنج‌هایی را برای ساختن این فضا متحمل می‌شود و چه چیزهایی را به امید زندگی در خانه‌ای بهتر، قربانی می‌کند، در حالی که هیچ تضمینی برای زنده بودن و استفاده از آن در آینده وجود ندارد.

با وجود این تردیدها فاطمه تصمیم می‌گیرد که به ساختن ادامه دهد و آن را مطابق میل خود بسازد. اما او به این آگاهی رسیده است که ممکن است هرگز نتواند از این فضا استفاده کند.

لحظه آگاهی به معنای انجام بهترین کار ممکن در هر لحظه و پذیرفتن نتایج آن است. شاید روزی فرا برسد که فاطمه از این فضا استفاده کند و شاید هم هرگز این اتفاق نیفتد.

راه های ارتباطی

5/5 - (1 امتیاز)

ثبت بیوگرافی در گوگل

آیا می خواهید هرکسی نام شما را در اینترنت جستجو کرد، عکس ها و اطلاعات شخصی شما را ببیند؟ کافیست وارد لینک زیر شوید و فرم مربوطه را پر نمایید تا بیوگرافی تان در گوگل ثبت شود.

ثبت سفارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا می خواهید بیوگرافی شما در گوگل ثبت شود؟ تنها یک قدم تا مشهور شدن فاصله دارید.
باز کردن چت
1
پریسا رحیمی
سلام، چطور می تونم کمکتون کنم؟