بیوگرافی محمدعلی علاقبند موسس برند جواهرات علاقبند

بیوگرافی و زندگی‌نامه محمدعلی علاقبند
شرح مختصر
محمدعلی علاقبند
Founder Of Alaghband Jewelry
نام به انگلیسی : Mohammadali Alagheband
متولد : 11 تیر 1357 (1978 ,July 2)
محل تولد : تهران
ساکن : دبی امارات
وضعیت تأهل : متأهل
تعداد فرزند : 1 فرزند پسر
تحصیلات : کارشناس جواهرشناسی و طراحی جواهرات از موسسه معتبر GIA
شغل : بنیانگذار برند جواهرات Alaghband
شروع فعالیت : 20 سالگی
سال تأسیس برند : 1387

محمدعلی عالقبند مؤسس و صاحب برند جواهرات عالقبند، یک کارآفرین در حوزه جواهرات لوکس است که با تلاش شخصی توانسته برند خود را در ایران و در سطح بین المللی توسعه دهد.

او کار خود را دقیقاً در سن 20 سالگی به عنوان یک شاگرد در یکی از فروشگاه های شناخته شده جواهر تهران آغاز کرد و بعد از 28 سالگی، برند Alaghband Jewelry را بنیاد نهاد.

جالب است بدانید که آقای علاقبند زندگی خود را به سه بخش تقسیم می کند: تولد تا 20 سالگی، 20 تا 28 سالگی (دوره شاگردی مؤثر) و 28 سالگی تا امروز (قدرت گرفتن برند علاقبند)!

محمدعلی علاقبند کیست؟ ویکی پدیا
زندگینامه Mohammadali Alagheband صاحب برند جواهرات علاقبند

محمدعلی علاقبند در 11 تیر ماه 1357 در تهران و در یک خانواده سنتی و مرفه به دنیا آمد. خانواده پدری او در بازار تهران، تاجر و ملاک (صاحب ملک) بودند اما هیچ پیشینه و سابقه ای در حوزه طلا و جواهر نداشتند.

عکس دوران کودکی و سال‌های ابتدایی زندگی
دوران کودکی محمدعلی

بلافاصله بعد از اینکه دیپلم گرفت به خدمت سربازی رفت و بعد از سربازی مشغول به کار شد. بر خلاف فعالیت تجاری خانواده علاقبند، علاقه محمدعلی به دنیای طلا و جواهرات بود و به همین دلیل در این حوزه شروع به فعالیت کرد.

او می گوید:

«من در نوجوانی هم با فروختن بعضی چیزهای کوچک به دوستانم، فهمیده بودم که درآمدزایی را دوست دارم و دلم می خواست کسب و کار خودم را داشته باشم. البته بیشتر از امکاناتی که خانواده در اختیارم گذاشته بودند، می خواستم. بنابراین انتخاب کردم که کار کنم و خودم بسازم.»

دوران نوجوانی و جوانی محمدعلی علاقبند
نوجوانی و جوانی محمدعلی علاقبند

20 سالگی – شروع حرفه جواهرات و کسب تجربه با 8 سال کارمندی

محمدعلی کار خود را دقیقاً در سن 20 سالگی در یک جواهرفروشی شروع کرد و 6 ماه پس از شروع کار، هدف راه اندازی کسب و کار مستقل را با کارفرمای خود مطرح کرد اما صاحب مغازه گفت که الان وقتش نیست و شکست خواهی خورد. محمدعلی این توصیه را جدی گرفت و صبر کرد تا یاد بگیرد.

این صحبت کارفرما، نیرویی در او به وجود آورد و چراغی در ذهنش روشن کرد تا دقیق تر نگاه کند، به جزئیات اهمیت دهد، هیچ چیز را ساده نگیرد تا عمیق تر وارد این اقیانوس (تجارت) شود. به گفته خودش، او تقریباً اولین نفری بود که وارد فروشگاه می شد و آخرین نفری بود که خارج می شد.

همسر محمدعلی علاقبند و زندگی خانوادگی او
همسر محمدعلی علاقبند

دوره شاگردی 8 ساله، برای محمد علی علاقبند فرصتی برای سرمایه گذاری کامل زمان و انرژی بر روی یادگیری عمیق، کسب مهارت های فنی و مدیریتی و پرورش اعتماد به نفس لازم بود تا بتواند با سرمایه ای محدود، مسیری سریع تر از استاندارد این صنعت را برای خلق یک برند معتبر طی کند.

او بیان می کند که اعتبار و اعتماد به نفسی که در آن ۸ سال به دست آورد، پرایس لس (Priceless) است و نمی‌توان روی آن قیمت گذاشت.

پسر محمدعلی علاقبند و خانواده علاقبند
پسر محمدعلی علاقبند

در مصاحبه ای از او پرسیده می شود: آیا حوزه طلا و جواهر انتخاب خودتان بود؟ از طرف خانواده تحت فشار بودید؟

او پاسخ می دهد: «خیر، از طرف خانواده فشاری وجود نداشت و خودم مایل بودم به سمت کار طلا و جواهر بروم و نزدیک به ۸ سال شاگردی کردم. در هر صورت پدر و پدربزرگ من تاجر بودند و این بی سبب نبود. اما بگذارید این را هم اضافه کنم که من از همان ابتدا کار لوکس را دوست داشتم و شغلی هم که انتخاب کردم متناسب با روحیاتم بود.

در ابتدا از طریق پدر یکی از دوستانم که از بزرگان این صنعت بودند وارد کار شدم. و بعد از آن هشت سالی که کسب تجربه کردم، تصمیم گرفتم کار و استقلال خودم را داشته باشم.

در واقع احساس کردم از تجربیاتی که در آن ۸ سال کسب کردم می توانم استفاده کنم. حالا می خواستم چیزی که همیشه جزو اهدافم بود را دنبال بکنم و برند خودم را تاسیس و ثبت کنم. به همین خاطر دو سال را به گذراندن دوره های تخصصی طراحی جواهرات و شناخت سنگ های قیمتی اختصاص دادم و دوره هایی را نیز در خارج از کشور گذراندم.

این بیوگرافی را حتما بخوانید:  بیوگرافی سپهر تاروردیان مدیرعامل شرکت همایش فرازان

خوشبختانه از همان اول مسئولیت های زیادی به من داده شد. به خاطر اینکه با عشق همه مسئولیت ها و کارهایی که به من محول شده بود را انجام می دادم، هم خودم انگیزه زیادی داشتم و هم رضایتمندی وجود داشت.

آن موفقیت های کوچک بود که من را به فکر موفقیت های بزرگ انداخت.»

فروشگاه Alaghband Jewelry
فروشگاه Alaghband Jewelry

28 سالگی – تأسیس برند طلا و جواهر علاقبند (Alaghband Jewelry)

محمدعلی علاقبند در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۷) در سن ۲۸ سالگی برند طلا و جواهر علاقبند (Alaghband Jewelry) را در دفتری در خیابان ظفر به تنهایی (بدون شریک) تأسیس کرد.

سرمایه نقدی اولیه او فقط ۳۶ میلیون تومان بود. این مبلغ شامل پول پیش اجاره (۵ میلیون)، اجاره ماهانه (1 میلیون و 200 هزار تومان) و دکوراسیون، گاوصندوق و تجهیزات یک دفتر ۷۰-۸۰ متری در خیابان ظفر بود.

او معتقد است که در ساخت یک کسب و کار، پول مرحله اول نیست، بلکه شاید مرحله سوم باشد!

محمدعلی علاقبند موسس و بنیانگذار برند Alaghband Jewelry
بنیانگذار برند Alaghband Jewelry

محمدعلی در اینباره توضیح می دهد:

«من در سال ۱۳۸۷ برندم را با نام خانوادگی خودم تاسیس کردم. باتوجه به علاقه ام به کار لوکس و علاقه مندی به جزییات هنری راه اشتباهی را نرفتم. البته یادمان نرود که کار لوکس بر خلاف ظاهر زیبا، کاری بسیار سخت و پیچیده است؛ یعنی نظم و اصول خاصی می خواهد. من بعد از حدود سه سال وارد فاز توسعه بخشی به کارم شدم و توانستم برندم را ارتقا دهم.

عمر برند من در این صنعت، عمر کوتاهی به حساب می آید. افراد این برداشت را دارند که خیلی از اتفاقات یک شبه برای ما افتاده، ولی این تفکر از واقعیت بسیار دور است. هر کسی که من و برندم را می شناسد، اتفاقاً می داند من چقدر کنار از شروع کردم و آرام آرام به اینجا رسیدم.»

همکاری محمدعلی علاقبند با شیوخ عرب امارات
علاقبند با شیوخ عرب امارات

دلایل موفقیت محمدعلی علاقبند در صنعت جواهرات

برند علاقبند طی ۱۵ سال، ۹ محل کسب و کار راه اندازی کرده است که نشان دهنده سرعت بالای توسعه آن است.

دفتر ظفر – فروشگاه فرمانیه کوه نور – فروشگاه مدرن الهیه (که بعداً چندین بار بزرگ شد) – فروشگاه خیابان پارسا (برج افرا) – فروشگاه دبی (در Fashion Avenue دبی)

او ریسک های زیادی در طول کار انجام داده است. به عنوان مثال، باز کردن شعبه در خیابان پارسا (جنب برج افرا) که یک کوچه فرعی بود و اصلاً جای خرید شناخته نمی شد، یک ریسک بود. ولی چون برند علاقبند اهل تبلیغات بود و از سوشال مدیا استفاده می کرد، نیازی نداشت که لوکیشن در یک خیابان پررفت وآمد باشد.

این ریسک به او کمک کرد تا مشتریان نیش مارکت و الیت خود را جذب کند که به دنبال محیطی خصوصی تر برای خرید بودند.

برای رسیدن به این جایگاه، او از خیلی از تفریحات، مسافرت ها و حتی سلامتی خود چشم پوشی کرده است (مثال: ۱۰ سال پیست اسکی نرفتن) و این را به دست آوردن نیازها و اهداف خود می داند، نه از خودگذشتگی!

دیدار و عکس مشترک محمدعلی علاقبند با همایون شجریان
محمدعلی علاقبند با همایون شجریان

اما 3 دلیل بزرگ باعث موفقیت برند Alaghband شد که در ادامه بازگو خواهیم کرد:

1- سنت شکنی در بازاریابی و تبلیغات (استفاده از سوشال مدیا)

در صنعت جواهر ایران، تبلیغات تقریباً صفر بود. دلایل سنتی صنف برای عدم تبلیغ شامل ترس از کپی شدن طرح ها و نگرانی از جذب توجه اداره مالیات (دارایی) بود.

علاقبند این دیدگاه را کاملاً رد کرد و معتقد بود که کپی شدن کارش اتفاقاً بسیار خوب و ارزشمند است. او می گفت وقتی کارش کپی می شود، مشتری به فروشگاه دیگر می رود و می پرسد: “من دستبند علاقبند می خواهم”، که این به طور مستقیم تبلیغ برند اوست.

علاقبند جزو اولین کسانی بود که از فیسبوک و اینستاگرام برای پرزنت کردن و فروش کار استفاده کرد، در حالی که هم صنفی ها، این کار را بچه بازی می دانستند!

او از همان روز اول (۲۰۰۹) تأسیس برند، از طریق سوشال مدیا وارد عرصه بین المللی شد. او توانست از طریق فیسبوک به مشتریانی در آمریکا، انگلیس، دبی و فرانسه کار بفرستد زیرا سوشال مدیا مرزها را حذف کرده بود.

محمدعلی در اینباره توضیح می دهد:

«چیزی که از روز اول در کار من برجسته بود، روش پرزنت کارهایم بود. از روز اول به فضای مجازی توجه ویژه ای داشتم، یعنی باورش داشتم. مطمئن بودم که دنیای آینده دنیایی است که بر مبتنی فضای آنالین و شبکه های اجتماعی خواهد بود. و حتماً این دریافت هایی حاصل از پیرامونم بود که همین توجه باعث شد برند علاقبند خیلی زود در دنیا شناخته شود.

یادم می آید در ابتدا با Facebook این کار را شروع کردم. هرچند از طرف دوستان و اطرافیانم این کار خیلی اصولی گفته نمی شد؛ مثلاً گفته می شد که «حالا کی در Facebook جواهر می خره؟».

این بیوگرافی را حتما بخوانید:  بیوگرافی ساراناز مقیمی متخصص سلامت روان و بنیانگذار موسسه سارای

Facebook من شخصی بود، ولی من اسمش را به گالری علاقبند تغییر دادم و شروع به عکاسی از کارها و انتشار کردم. به جرأت می توانم به شما بگویم که برندهای خارجی بعدها فعالیت را در محیط Facebook شروع کردند.

مثالی دیگر این است که اینستاگرام سال ۲۰۱۱ آمد و من در سال ۲۰۱۲ صفحه عالقبند را تأسیس کردم. حتی برندهایی مثل تیفانی هم صفحه نداشتند. خیلی از برندهای بزرگ دنیا که بیش از ۸۰ سال قدمت دارند، چند سال بعد به شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام علاقه پیدا کردند و واردش شدند. این نشان می دهد که من راهم را درست انتخاب کردم.»

2- ایده آل گرایی و تمرکز بر کیفیت (شکستن مدل قیمت گذاری ماشینی)

سنت صنف بر خرید طلا و جواهر بر اساس ماشین حساب بود، یعنی همه تمرکز بر این بود که چگونه محصول ارزان تر تمام شود (وزن طلا + قیمت قیراطی دایموند). هیچکس برای تکنیک، نوآوری، ظرافت و کوالیتی ارزش قائل نبود.

علاقبند در مجموعه خود این سنت را شکست و خروجی کار و کیفیت برایش مهم بود. او همواره بهترین نوع الماس ها و سنگ ها را انتخاب می کرد. به عنوان مثال، او دایموند قیراطی ۳۳۰۰ دلار را انتخاب می کرد، در حالی که می توانست از دایموند هم سایز با قیمت ۸۵۰ دلار استفاده کند.

3- استراتژی نوآورانه گارانتی بازخرید

علاقبند یک استراتژی منحصر به فرد برای بازخرید جواهرات از مشتری تعریف کرد. او درک می کرد که مشتریان دوست دارند بعد از مدتی جواهر را عوض کنند یا در صورت نیاز به پول، آن را بفروشند.

از آنجا که قیمت طلا و دلار دائم در حال افزایش بود، اگر فروشنده جواهر را به قیمت فاکتور اولیه پس می گرفت، مشتری متضرر می شد. علاقبند برای افزایش اعتبار برندش، جواهرات را به قیمت روز برآورد کرده و پس می گرفت.

او می پذیرفت که بازخرید کالا برای هیچ بیزینسی خوشایند نیست اما این کار را برای بومی سازی با شرایط ایران انجام داد زیرا می دانست این کار اعتماد به نفس مشتری را برای خرید راحت و خوشحال فراهم می کند.

تصویر قدیمی و نایاب از محمدعلی علاقبند

مصاحبه با محمدعلی علاقبند خالق برند Alaghband Jewelry

مبنای طراحی شما بر چه اساس است؟

شاید نگاه من با نگاه دیگران متفاوت باشد؛ تعریف من درباره طراحی جواهر این است که اولین چیزی که یک طراح باید بداند نیازسنجی درست از محیط پیرامونش است. جامعه هدفش را بشناسد، برداشت ها و خاطراتش را طوری در حافظه اش نگه دارد که تبدیل به خلق اثر و طراحی های خاص شود.

یعنی حالات روحی طراح می تواند به ایجاد سلیقه در مخاطبش کمک کند. تلفیقی از ترند روز و سلیقه مخاطبش را درنظر داشته باشد و در این زمینه هوشمندی به خرج دهد. طراحی این نیست که من فکر کنم فقط سلیقه من کفایت می کند.

به عنوان مثال ما یک مجموعه از کالکشن های جواهر داریم که با اسامی مختلف است. یکی از برجسته ترین آن ها که خیلی مورد توجه مخاطبین مان و در واقع جامعه هدف ما قرار گرفت کایت کالکشن بود.

علاقبند در کنار دوستان و همکاران نزدیک

به کدام برندها توجه نشان دادید و برایتان الهام بخش بود؟

روزی که به تأسیس برندم فکر می کردم واقعاً دوست نداشتم شبیه برند دیگری باشم. من همیشه می خواهم خودم بهترین خودم باشم و بهترین خودم را ارائه دهم و برندی بسازم که امضای خودش را داشته باشد. طبیعتاً همه برندهای جواهر شباهت هایی به هم دارند و این اجتناب ناپذیر است، ولی هر برندی امضای خودش را نیز دارد.

مثلاً برند تیفانی (Tiffany) سالیان سال از آن رنگ جذابش استفاده کرد تا امضای خودش را برای ما ثبت کند! کارتیه (Cartier) هم به شکلی دیگر و با آن رنگ قرمز زیبایش این حس متفاوت را به شما داد و شخصی سازی اش کرد.

هر کدام از این برندها یک سری محصولات دارند که آنقدر روی آن تبلیغ کردند که اگر شما با چشم بسته هم به آن ها دست بزنید، می دانید این کارتیه یا برند دیگری است. این جریان برای علاقبند نیز به شکلی دیگر اتفاق افتاده است. در حال حاضر عکس هایی که در صفحه اینستاگرام علاقبند می گذاریم به این ترتیب است که حتی بدون بردن نام هم به خاطر حس، روح، خاص بودن، کیفیت و رنگ، همچنین تمیزی کار مشخص است برای برند علاقبند است.

سعی کردیم این ها را در ذهن مخاطبمان نهادینه کنیم. معمولاً چهره برند، چکیده ای از ذهنیات خالق آن برند است و من احساس می کنم ما توانسته ایم آن را به وجود آوریم. کالکشن های دیگری هم داریم، مثل:

  • Butterfly
  • Pyramid
  • Navy
  • Zodiac

همانطور که از اسمشان مشخص است بر اساس سلیقه و نیاز بازار طراحی شدند.

من احساس کردم مخاطب دوست دارد دستبندی داشته باشد که خودش آن را طراحی کند و برای همین طراحی ریلی برایش در نظر گرفتیم. آن هرم ها که در کنار هم قرار گرفتند با سنگ های متنوع، با رنگ های گوناگون و تراش های مختلف، و مخاطب می تواند خودش آن ها را در کنار هم قرار دهد و همین یک بازی خوشایند برایش ایجاد می کرد.

این بیوگرافی را حتما بخوانید:  بیوگرافی وحید جاویدان مدرس و مشاور حوزه فناوری اطلاعات

ورود به مسیر جواهرات ریسک زیادی می خواست، درست است؟

کلمه ریسک برای هرکس یک معنی دارد. من سعی می کنم ریسک های حساب شده انجام دهم. شغل جواهرات در تمام دنیا اغلب موروثی است اما من اینطور نبودم و باید تلاش خیلی بیشتری می کردم.

من به سلیقه مخاطب بسیار دقت می کردم، سعی کردم بفهمم مردم از این مارکت چه می خواهند. آن هشت سال که صبر کرده بودم به نظر من زمان خوبی برای یادگیری بود، البته برای من، چون ممکن است آن هشت سال برای یک نفر دیگر ۲۰ سال هم کم باشد، و ممکن است برای شخصی چهار سال هم زیاد باشد، ولی برای من مناسب بود.

اتفاقاً اینکه شغل خانوادگی نبود باعث موفقیت من شد، به دلیل اینکه دنباله رو تجربیات بزرگترهای خودم نبودم. محدودیت های خاصی برای من تعریف نشده بود. در نتیجه می توانستم خودم تصمیم بگیرم چطور تبلیغ کنم؟ چطور فروشگاهم را طراحی کنم؟ چطور به مشتری هایم سرویس بدهم؟ چطور بخرم؟ چطور بفروشم؟ و هیچ وقت در یک قالب مشخص که به من تحمیل شده باشد کار نکردم و قالب و روش ها را خودم ساختم.

چون این روش ها را خودم ساختم باعث تفاوت برند من با برندهای قدیمی تر و سنتی تر شد. به طوری که الان همه ما را کپی می کنند.

جامعه هدف شما چه کسانی هستند؟

برند من برند جوان پسندی است و بیشتر مخاطبان ما از جوانان هستند. از بازه سنی ۱۶-۱۷ سال به بالا به برند ما علاقه نشان دادند و ما هم برای آن ها محصول داریم.

عمده مخاطبان از اینستاگرام مشخص می شود که در طبقه جوان هستند و این انگیزه ما را بالا می برد. زمانی که من این کار را شروع کردم طلا گرمی ۹ دلار بود و الان طلا گرمی ۱۰۰ دلار است. یعنی اگر ما فقط بحث تغییر قیمت خود طلا را هم در نظر بگیریم، جامعه هدف کوچک و کوچکتر شده است و این کار ما را سخت می کند.

کدام کالکشن عالقبند بیشتر مورد توجه قرار گرفت؟

مجموعه Kite Collection را در پانزدهمین سال تأسیس برندم طراحی کردم! ایده پشت آن در واقع خود Kite یا همان بادبادک بود. وقتی کلمه Kite را می شنوید تداعی های زیادی اتفاق می افتد، از ارتفاع تا کودکی، شوق، دویدن کنار دریا، موج آب، باد، سرخوشی و حس های خوب. انگار که آدم درباره حال خوب صحبت می کند.

و در مرحله بعد هم افکار ما درباره بادبادک این است که بادبادک به سادگی بالا نمی رود و باید آن بالا بماند. تکنیک هایی و ترفندهایی دارد و در واقع برای اینکه سقوط نکند، نیاز به مراقبت و نگهداری دارد. روندی که در مورد بادبادک توضیح دادم، دستمایه ای برای طراحی کالکشن Kite شد.

ما طراحی کردیم و خیلی زود با استقبال عمومی مواجه شد. به دلیل اینکه احساس می کنم همه صحبت هایی که من درباره حس بادبادک کردم به مخاطب منتقل شد. ایونت بسیار بزرگی را برای رونمایی آن گرفتیم و کارهای خاصی را انجام دادیم که سابقه نداشت و خاص بود.

مثلاً من خواستم که روبینا که دختر یکی از دوستان خانوادگی ام که خواننده بسیار خوبی است، آوازی بخواند. او شعری را به زبان انگلیسی سرود و بعد خودش آن آهنگ را به عنوان کالکشن Wish Bravely خواند. ما یک موزیک ویدیو از آن ساختیم که شما می توانید در یوتوب علاقبند آن را ببینید. روزی که ما از کالکشن Kite رونمایی کردیم، این موزیک ویدیو هم پخش شد و بسیار برای معرفی این کالکشن جذاب بود.

یک کالکشن دیگر به نام Chocolate داریم که آن هم داستان جذابی دارد. پشت این دو کالکشن روحیات و تجربیات من وجود دارد.

چرا اولین شعبه خارج از کشور علاقبند را در دبی افتتاح کردید؟

واقعاً ورود به مارکت دبی جزو اهداف، رویاها و آرزوهای من بود و می خواستم این کار را انجام دهم. به دلیل اینکه ما کشوری داریم که به معنای واقعی کلمه غنی است، چه از لحاظ هنر و چه صنعت. اما در زمینه لاکچری و یک برند لوکس حرفی از ایران در دنیا به میان نمی آید.

وقتی درباره ایران صحبت می شود افراد یاد فرش، زعفران، پسته، نفت و… می افتند که این ها در ایران وجود دارد و ارائه هم شده است. ولی هیچ کس ایران را به عنوان جواهر لوکس نمی شناسد.

جدا از این جهانی کردن برند علاقبند با نام یک فرد ایرانی، شرایط خاص دبی و کشور امارات هم برایم دلیل دیگر بود. کشور امارات از جهت تجمع ثروت و امنیت رابطه مستقیم با موضوع لوکس بودن دارد. و نزدیکی این کشور به ایران و بیزینس باعث شد که تصمیم سخت ورود به مارکت دبی را بگیرم. مزیت های رقابتی را هم نمی خواهم نادیده بگیرم و واقعاً مؤثر بود.

راه های ارتباطی

ثبت بیوگرافی در گوگل

آیا می خواهید هرکسی نام شما را در اینترنت جستجو کرد، عکس ها و اطلاعات شخصی شما را ببیند؟ کافیست وارد لینک زیر شوید و فرم مربوطه را پر نمایید تا بیوگرافی تان در گوگل ثبت شود.

ثبت سفارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *